سلام
در جواب دوستان خوبم باید بگم که من گرفتار علاقه ای خام و احساسی نشدم و کاملا به این موضوع واقفم درسته که من ایشان رو از نزدیک ملاقات نکردم چه بسا کسانی هستند که عمری را در کنار هم زندگی می ککند و یکدیگر را به درستی نمی شناسند حتی زن و شوهر هایی که سالیان سال در کنار یکدیگر زندگی می کنند با یکدیگر با عشق و علاقه زندگی می کنند در کنار هم خوشبختند و زندگی خوبی دارند یعنی شناخت یک شخص فقط از نزدیک امکان پذیر است بهر حال بی سبب نیست که من نسبت به ایشان دچار این احساسم
البته انطور که می پندارید از ایشان بی اطلاع هم نیستم و از نظر شخصیتی و اخلاقی تا مقدار قابل توجهی با خصوصیاتشان اشنایی دارم شاید اونقدری که هم از ایشان می دانم و هم با دلم احساسش می کنم هیچ کدام از نزدیکان اوبه این مواردپی نبرده باشند
شاید باور نکید اما من هم دلم و هم عقلم هر دو یک چیزی را دستور می دهند
اینکه برم و از نزدیک بشناسمش خودم رو به اون بشناسونم بدون اینکه هیچ چیز جز خود او برای من مهم باشد البته تا حدودی از برخی خصوصیات بد ایشان اطلاع دارم اما تاثیری در علاقه ام به ایشان نداشته و ندارد
در ضمن هیچ وقت از لطف خدا ناامید نشده و نمی شوم من یه ادمم هدفی دارم و با توکل به خدا حاضرم هر کاری انجام بدهم اما مشکل من این است که راهش را نمی دانم و به همفکری شما عزیزان نیازمندم
سربلند و سعادتمند باشید
یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)