به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 88 [ 10:45]
    تاریخ عضویت
    1387-8-16
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    3,215
    سطح
    35
    Points: 3,215, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آيا درسته كه به خاطر عشق غرورت رو بشكني ؟

    خیلی سخته اگه بخواهی غرورتو بشکنی ولی اگه بفهمی ارزششو داره باید بشکنشی ولی خیلی خیلی سخته و سختر از اون وقتیه که یکی غرور تو رو بشکنه

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 92 [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1387-12-02
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    3,432
    سطح
    36
    Points: 3,432, Level: 36
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 25 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آيا درسته كه به خاطر عشق غرورت رو بشكني ؟

    سلام
    ممنون از نظرات همه ي شما دوستان گرامي
    من ديشب بهش گفتم ، همونطور كه ميدونستم اتفاق خاصي نيوفتاد ولي خودم خوشحالم و انگار كه يك بار بزرگ از دوشم برداشته اند . اصلا اين حس رو كه من كوچيك شدم يا شخصيتم زير سوال رفت ندارم ! ديگه نه دغدغه اي دارم و نه چيز ديگر!
    يه جورايي انگار سنگ بزرگي رو كه روي سينه ام گذاشته بودن ، ديشب برداشته شد ! و تونستم يه نفس درست و حسابي بكشم . آخه همش به خودم تلقين ميكردم كه نكنه همه ي اين چيزها تقصير من باشه يا سو تفاهم .........

    قبل از گفتن اين موضوع ، اون همش توي فكر و خيالم بود و همش به ياد عشقش بودم ، بي اختيار به يادم ميوفتاد و نميدونستم چيكار كنم ؟ بايد كلي تلاش ميكردم تا يادش از ذهنم بيرون بره !
    ولي الان بايد كلي تلاش كنم تا يادش بيوفتم ! يعني ديگه ذهن و فكرم رو به خودش مشغول نكرده ! آزادم و رها
    بعد از گفتن اين موضوع انگار يه مسئوليت از دوش من برداشته شد ، همه چيز رو به اون سپردم و خداحافظي كردم .
    هيچ موقع فكرش رو نميكردم كه گفتن اين موضوع اينقدر بتونه در آرام كردن من تاثير داشته باشه.
    باز هم ا زهمه ي شما دوستان گرامي ممنونم
    موفق و شاد باشيد


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.