خیلی سخته اگه بخواهی غرورتو بشکنی ولی اگه بفهمی ارزششو داره باید بشکنشی ولی خیلی خیلی سخته و سختر از اون وقتیه که یکی غرور تو رو بشکنه
تشکرشده 0 در 0 پست
خیلی سخته اگه بخواهی غرورتو بشکنی ولی اگه بفهمی ارزششو داره باید بشکنشی ولی خیلی خیلی سخته و سختر از اون وقتیه که یکی غرور تو رو بشکنه
تشکرشده 25 در 13 پست
سلام
ممنون از نظرات همه ي شما دوستان گرامي
من ديشب بهش گفتم ، همونطور كه ميدونستم اتفاق خاصي نيوفتاد ولي خودم خوشحالم و انگار كه يك بار بزرگ از دوشم برداشته اند . اصلا اين حس رو كه من كوچيك شدم يا شخصيتم زير سوال رفت ندارم ! ديگه نه دغدغه اي دارم و نه چيز ديگر!
يه جورايي انگار سنگ بزرگي رو كه روي سينه ام گذاشته بودن ، ديشب برداشته شد ! و تونستم يه نفس درست و حسابي بكشم . آخه همش به خودم تلقين ميكردم كه نكنه همه ي اين چيزها تقصير من باشه يا سو تفاهم .........
قبل از گفتن اين موضوع ، اون همش توي فكر و خيالم بود و همش به ياد عشقش بودم ، بي اختيار به يادم ميوفتاد و نميدونستم چيكار كنم ؟ بايد كلي تلاش ميكردم تا يادش از ذهنم بيرون بره !
ولي الان بايد كلي تلاش كنم تا يادش بيوفتم ! يعني ديگه ذهن و فكرم رو به خودش مشغول نكرده ! آزادم و رها
بعد از گفتن اين موضوع انگار يه مسئوليت از دوش من برداشته شد ، همه چيز رو به اون سپردم و خداحافظي كردم .
هيچ موقع فكرش رو نميكردم كه گفتن اين موضوع اينقدر بتونه در آرام كردن من تاثير داشته باشه.
باز هم ا زهمه ي شما دوستان گرامي ممنونم
موفق و شاد باشيد![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)