با درود؛
نقاب جان،از نظر بنده شما بحث اختلاف استعدادها و توانایی ها را با با مقوله گوناگونی باورها که تنها اموری واهی و ساخته دست خود ما هستند،اشتباه گرفته اید.انسانها همه انسانند و نه کمتر و نه بیشتر.بسیاری از همین باورهای خودساخته سبب جنگها و اختلافات است و اتفاقاً یکسان بودن باورهای و رویکرد فقط انسانی آنها باعث از میان رفتن دشمنی میان گروه های انسانی خواهد شد.
اگر به اصل انسانیت آدمها توجه خود را مبذون نمایید و به عقاید رنگارنگ آنها که هر کدامشان هم نوعان دیگر را رد کرده و معتقدانشان را برتر می دانند،بیندیشید در می یابید که هیچ تفاوتی میان انسانها نیست.براستی این ادیان توحیدی که همه برای خوشبختی انسان آمده اند و نیز این ایسم های سیاسی و فلسفی غایت اهدافشان کدام است؟
مشکل اصلی هیمنجاست که شما بدان باور دارید،یعنی لزوم به گوناگونی باورها.اگر شما و هم باو.ران شما باوری داشته باشند،دیدگاهتان نسبت به ناباوران که انسانهایی درست همانند شمایند،بد شده و دچار یک دشمنی و تزاحم ذاتی با انها خواهید شد.اما برای بنده پرسش برانگیز است که چرا شما اختلاف عقاید را پذیرفته اما اندازه خوشبختی و سعادت(سهم بردن) انسانهای مختلف را ناشی از عقایدشان نمی دانید؟!!این سخنی پارادوکسیکال است و نا ممکن.
با سپاس از نظردهی شما و بدرود./







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)