با درود؛
جناب نقاب ارجمند کم کم داریم به نقاط مشترکی می رسیم.اگر منظور شما از باورها،طرز فکر انسانها و سپس تصمیم گیری های آنهاست در برابر کنشهای طبیعت و جهان پیرامونی،بنده قایل به یکسانی تمام و تمام در این افکار هستم.
جهت آشکارسازی مضار گوناگونی باورهایی که تنها اموری واهی و خیالی و فرضی هستند،شما را به جنگهای دینی سوق می دهم.یکی از باورهای بسیار خطرناک نیز تفاوت قائل شدن میان خود و دیگران در راستای بهتر و بالاتر دانستن خود است.اگر حوزه سخن شما درباره چندگانگی باورها در محدوده گفتگو و ادله معتقدان به هر باوری باشد،من این را با اندکی چشم پوشی خواهم پذیرفت و نیز اگر در رابطه با برداشتهای گوناگون انسان از جهان واقعی بدون هیچگونه سودجویی یا آزار رسانیدن به هم نوعانش.
متأسفانه مشکل اصلی در اینجاست که حربه باورهای خودی و شخصی سبب جنایات فراوانی شده است.بنیادین ترین آن در حوزه متون دینی،حسادت و کینه ورزی قابیل بود به هابیل که نطفه جنگهای تاریخ را از همان نخست بست.
روشن است که ما در برابر جهان و رویدادهای مادی دارای دیدگاه های متفاوتی هستیم،اما این به باورهای متفاوت ختم خواهد گشت.این یک اختلاف سبیقه کوچک در مهنای کامل آن است.اما اگر در زمان شاه عباس بودیم یا در لشکر شام عملکرد ما ناشی از عقایدی بود که وجود بیرونی نداشته و تنها و تنها فرضیاتی مقبول و ثابت برای جامعه ای بود که در آن می زیستیم.
بنده منطقاً و اثباتاً این اختلاف عقاید را در راستای سود خویشتن خطرناکترین امر انسانی می دانم.
بدرود./