نقل قول نوشته اصلی توسط شادزی
اصل و اساس همه این مشکلات در فرهنگ ایرانی پرتوقعی هست.یک پسر بیچاره که می خواد زن بگیره اون قدر سنگ جلو پاش می ندازن که از زن گرفتن پشیمون میشه و میره دنبال همون دختربازی وگیریم با هزار بدبختی زندگیشو بسازه خانم هر ساعت یه توقعی داره و یا خود مرد خودش رو به آب و آتیش می زنه که قسطی یه ماشین و یا خونه با کلاس داشته باشه.ما مردان و زنانمون باید طرز فکر و عقیده خودشون رو عوض کنن.همه زندگی شده تظاهر و ریا.آقای سورنا من با شما موافقم ولی سعی کنید همیشه وقتی انتقادی ازتون میشه به نقطه جوش نرسید. یکی دیگه از مشکلات جامعه ما اینه که انتقاد پذیر نیستیم.من و شما و هر کس دیگه مملو از عیوبی هستیم که باید اصلاح بشه. نه اینکه اگر انتقادی شد با پتک بزنیم تو سرمنتقدتا دیگه صداش در نیاد وما بمونیم و عیوبمون.پرتو جان هم درست می گن و از نظرش ممنونم. راستش من اونقدر از ازدواج ترسیده شدم که ترجیح می دم با کسی که دوسش دارم و زمانی شوهر خطاب می کردم باهاش باشم ولی ازدواج نکنم.چون تو این فرهنگ ازدواج یعنی توقع اقوام و خویشاوندان رو برآورده کردن و زندگی کردن برای مردم.ولی می خوام برای خودم زندگی کنم اون جوری که خودم دوست دارم و لذت می برم.
انتقاد داریم تا انتقاد
آخه من بشینم فحش بدم به خانوما می شه انتقاد؟!! می شه خانوم شادزی بفرمایید پرتو جان کجا رو درست می گن؟ کدوم حرفش درسته؟