در بارگه جلالت اي عذر پذير
درياب كه من آمده ام زار و حقير
از تو همه رحمت است از من تقصير
من هيچ ني ام همه تويي دستم گير
تشکرشده 375 در 164 پست
در بارگه جلالت اي عذر پذير
درياب كه من آمده ام زار و حقير
از تو همه رحمت است از من تقصير
من هيچ ني ام همه تويي دستم گير
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 34 در 22 پست
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
تشکرشده 116 در 62 پست
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
تشکرشده 375 در 164 پست
دلخسته و سينه چاك مي بايد شد
وز هستي خويش رها مي بايد شد
آن به كه به خود پاك شويم اول كار
چون آخر كار خاك مي بايد شد
دال
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 7 در 5 پست
دوست نزدیکتر از من به منست
وین عجب بین که من از وی دورم
چکنم؟با که توان گفت که دوست
در کنار من و من مهجورم...
تشکرشده 14 در 12 پست
منم که دیده بدیدار دوست کردم باز---چه شکر گویمت ای کارساز بنده نوازززززززززززززززززز
تشکرشده 116 در 62 پست
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
تشکرشده 375 در 164 پست
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
آنچه مي گويند آن خوشتر زحسن
يار ما اين دارد و آن نيز هم
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 0 در 0 پست
لبت نه گويد و پيداست دلت مي گويد آري
كه اينسان دشمني يعني كه خيلي دوستم داري
تشکرشده 375 در 164 پست
فكركنم بايد با ميم شروع مي كرديد نه با لام
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)