نقل قول نوشته اصلی توسط سرگردون
سلام باران جان
به نظر من تو باید اول تکلیفتو با خودت روشن کنی اگه واقعا دوسش داری پس دیگه غرور معنی نداره مخصوصا که تو میدونی اونم دوست داره و در نبودت لحظات سختی رو داشته . اولین اشتباهت این بود که رهاش کردی و اون طعم بدون تو بودن رو چشید باید میزاشتی فکر کنه بدون تو میمیره ولی الان اون چند ماه از تو بی خبر بوده و فهمیده که بدون تو هم میشه زندگی کرد به هر حال الانم دیر نیست این طور که تو از این پسر تعریف میکنی به نظر من ارزش اینو داره که یه بار هم تو پا پیش بزاری و مطمئن باش اونم اگه دوست داشته باشه ازت استقبال می کنه . بهش بگو که تو هم تو این دوران حالت بهتر از اون نبوده و بگو که تغیر کردی . امیدوارم هر چی به صلاحته همون بشه
وقتی که mailsh رو خوندم باهاش حرف زدم می دونست که خیلی حالم بد بود چند روز غذا درست نخوردم و...