باران جان گاهی اوقات بعضی از حرفها آب روی آتیش میمونه.
درسته تقدیر و روزگار در زندگی انسانها دخیل هست ولی باید ابصار زندگیمونو خودمون در دست بگیریم.
مال من گاهی اوقات به باد سپرده میشه گاهی هم به موجهای دریا.
چیزی که منجر به این حس شد ،همدردی بود.اگر راهی برای تخله بغض و درد و دل پیدا نکنی با معذل موجه میشی.
همدردی هم آدمو سبک میکنه هم راه درست جلوی پای انسان میذاره.
مشکلات با تمام تلخیهایی که دارن ولی رحمت هستند.آدم نباید دست از تلاش برداره.
قطرات باران رو نگاه کن.وقتی بخوان رودخانه ها رو پر کنند اینقدر میبارن تا رودخانه پر میشه.
من یک مقدار عجولم، دوست دارم سریع رودخانه رو پر کنم.غافل از اینکه باید از ابر و باران درس بگیرم.
اگر همدردی نباشه ، درد روی تمام کارهای روزمره اثر منفیشو میزاره.
هنوز هم دهنم وا مونده از کمکهای هموطنام.
هیچی مثل ایرانی نمیشه.اون هم مسلمان ایرانی.
مثل طلای 24 عیار میمونن این ایرانیا.
وای وای وای.دارم دیونه میشم.متاسفانه بعضی از دوستان به ارزش ایرانی بودن خودشون پی نبردن.
کجای دنیای رو دیدید این همه لطف، این همه ارادت ، این همه خوبی.
دوست دارم قطرات اشکمو براتون ارسال کنم تا باورتون بشه.
خدایا تو را بحق محمد و آل محمد قصمت میدم تو هوای جوانان این مملکت رو داشته باش.
خدای تو را بحق علی و اولاد علی قصمت میدم تو هوای اسلام و مسلمین رو داشته باش.
آه.آه.

خون دلها خورده ام از روزگاران // رنج بسیار برده ام از فراق یاران
ای جوانان ای جوانان ای جوانان ...
ایمان (تنبور مست)