ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر می شمارم
بدین شکرانه می بوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر می شمارم
بدین شکرانه می بوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
تشکرشده 2,234 در 570 پست
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
می کشدم می به چپ ،می کشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی ؟بگو
تشکرشده 2,234 در 570 پست
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ترا روزگار اورمزد آن بود
گه خشنودی پاک یزدان بود
به یزدان گرای و بیزدان گشای
که دارنده اویست و نیکی فزای
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یکی مطرب همی خواهم در این دم
که نشناسد ز مستی زیر از بم
حریفی نیز خواهم غمگساری
ز بی خویشی نداند شادی از غم
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
منی که نام شراب از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
درده می پیغامبری تا خر نماند در خری
خر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی
وقت سحری آید ، یا نیم شبی باشد
جانی که جدا گردد جویای خدا گردد
او نادره ای باشد ، او بوالعجبی باشد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دگربار دگربار ز زنجیر بجستم /از این بند و از این دام زبون گیر بجستم
فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی / به اقبال جوان تو از این پیر بجستم
شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم/ و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)