نقل قول نوشته اصلی توسط samanins_62
سلام دوست عزيز.من كاملاً موقعيتتو درك ميكنم اما يه نكته اي رو يادآور شم و اونم اينكه تو ازدواج انقدر رابطه ها نزديك و قشنگن كه مطمئن باش اون دختره تو ذهنت كم رنگ و كم رنگ ميشه تا اينكه هر وقت به يادش بيفتي هيچ حسي بهت دست نده واقعاً قديميا راست گفتند از دل برود هر آنكه از ديده برفت البته همه اينابستگي به خودت داره كه بخواي يا نه. اين حرفارو از خواهري قبول كن كه متاًهله و تجربه اش يه نمه بيشتر از شماست.خوشبخت باشيد.
................................

سلام
مرسی از شما و دوستانی که منو راهنمایی کردن

حرفای شما کاملا درست و قشنگه منم میخام همینجوری فکرکنم ولی خیلی سخته. شاید چون باهاش خاطره های بسیار زیبایی داشتم حرفای قشنگ .. روزای خوب .. ایناست که منو عذاب میده و از طرفی میخوام با دختری ازدواج کنم که درسته از هر لحاظ میشناسمش و دختر بسیار خوبیه ولی چون رابطه ای باهاش نداشتم و احساس اونچنانی بین ما نیست فکر میکنم این احساس نابی که با اون داشتم دیگه با این بوجود نیاد و همیشه افسوس اونو بخورم ... و وقتی با این ازدواج کنم بازم فکر و خیال اون تو سرم باشه که خیلی عذاب آوره ...