به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    213
    Array

    RE: و گردآفرید . . .

    سلام بر "انی" گرامی...
    اولا مادر گرامی من هم قصد برتر بودن باور خود را ندارم و زندگی شما را زیر سوال نمی برم. همان گونه هم که گفتم صبر شما ستودنی است..... و هرگز نگفتم شما چیزی را بر ما تحمیل می کنید...اما با باورها و امیدهای کاذب شما مخالفم.....
    به نظر بنده اشتباه بزرگ شما این است که فقط ""زندگی خود را "" الگو قرار می دهید و تلاش خود را و فرزندان صالح خود را.....
    ""انی" گرامی زندگی شما بی هدف نیست ....ولی هدفتان با اهداف من سازگاری ندارد....چرا تجربه زندگی شما به درد ما نخورد(من که همواره تحسینتان کرده ام) ولی این تجربه مخصوص شماست....این تجربه را که کسب کرده اید کسی برایتان رقم نزده جز خودتان...تجربه خود ساخته به درد ما نمی خورد ....

    شما می فرمایید::"" تو می توانی از لحظه لحظه زندگی ات لذت ببری و یا از لحظه لحظه زندگی ات در عذاب باشی"" بنده هم همین را می گوییم با این تفاوت که سعی می کنم خود را طوری قبل از ازدواج تکمیل نماییم که از هر لحظه زندگی لذت برم...این حق من است چون بهایش را می پردازم..

    و همچنین اشاره کردید::"" تو بر طبق آمار به من بگو چند درصد افراد جامعه از زندگی های خود که خیلی با مطالعه و با دقت انجام داده اند راضی هستند و دقیقا به آنچه می خواسته اند رسیده اند ؟! شما با مسئله ازدواج جوری برخورد می کنید که انگار لولو قرار است شما را بخورد . ازدواج به قول استاد نازنینم شیبانی یک امر ساده و طبیعی است و قرار نیست در این ماجرا اتفاق خاصی بیفتد که شما از آن انتظار دارید .""" درست همین باور غلط شماست......من هرگز نمی گوییم با مطالعه و دقت زیاد (که البته نقش بسیار مهمی دارند) بلکه با تکمیل خود و بدون هیچ وابستگی....دقیقا ازدواج مانند لولو است که می تواند در چند دقیقه شما را ببلعد... به همین استاد گرامی خود بگویید اگر ازدواج اتفاق ساده ای بود بنده خود تا الان هزلر بار ازدواج می کردم...و اینکه اگر امری ساده است دیگر این همه مشاور و روان شناس داد نمی زنند که حتما قبل از ازدواج سری به ما بزنید و خود را چک کنید که آیا آمادگی برای ازدواج دارید.......و آیا خود را می توانید به عنوان همسری عالی نشان دهید......تازه اگر شما هم آمادگی داشتید باید یک بار دیگر با همسر آینده خود تشریف آورید تا بفهمید آیا با هم سنخیت دارید.
    جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است.....نه؟؟؟........آری همان گونه که شما ازدواج را امری آسان می پندارید!!!!
    و می گویید::

    شما برای من یک الگو موفق با عقاید و باورهای خودتان بیاورید . بگذارید ما با دیدگاه گروه شما که سعادتی به دست آورده اند آشنا شویم و بدانیم فرجام زندگی های آرمان خواهانه شما به کجا می رسد ؟! کسانی که زندگی را سخت گرفته اند و با دقتی که مو لای درزش نرود رو به جلو رفته اند :::
    ما آرمانخواه نیستیم اما اندک خواه هم نخواهیم بود.....
    ما زندگی را سخت نگرفته ایم بلکه راه زندگی کردن را می دانیم...
    مثال هایی فراوانی وجود دارد............
    دایه بنده......که می گفت در آن زمان در خانواده تنها من باسواد بودم و دیپلم داشتم.....و در آن زمان هم با وجود مدرکش کارمند بانک بود......ولی با این حال ....وقتی خانواده می گفتند ازدواج کن می گفتم هنوز زود است....چرا؟؟چون هنوز فردایم را نساخته ام و البته خود خودم را...تا به عنوان پدر فرزندی را بغل کنم و احساس پدرانه ای داشته باشم....او می گفت برای این زندگی بسیار زحمت کشیده بودم و نمی خواستم با عجله همه چیز خراب شود...او می گفت...باید در آن لحظه به فکر آینده بودم و اینکه ایا با این شغل می توانم ..لحظاتی را که با سختی گذراندم در کنار همسر خود و فرزندانم آرامش داشته باشم....و اگر روزی فرزندم (که خودم او را به این جهان دعوت کرده ام) از من پرسید چه برایم فراهم نمودی ....با سربلندی بگوییم عشق و رفاهم را...و اینک مزد زحماتش را گرفته است......و خانواده ای بسیار محترم و فرزندان بسیار صالحی دارد و دیگر کسی از او بازخواست نمی کند که برایمان چه کرده ای و برای زندگی خود.......آنها خانواده ای دارند که الگوی همه ماست..

    ودر آخر بازهم می گوییم هدف تبادل افکار و حل مشکل است.....و اینکه در گفته هایتان اشاره می کنید باورهای ""من(نقاب) و""گردآفرید عزیز.....اما خواهشن جداگانه کطرح فرمایید زیرا شاید افکار گردآفرید گرامی با بنده یکی نباشد چون ایشان استاد بنده هستند و ممکن هست اصلا نظرات مرا نپذیرند...

  2. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: و گردآفرید . . .

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    . همان گونه هم که گفتم صبر شما ستودنی است.......... و هرگز نگفتم شما چیزی را بر ما تحمیل می کنید...اما با باورها و امیدهای کاذب شما مخالفم.....


    این صبر تنها متعلق به من نیست و خیلی از زنان با صبوری وبردباری سکان دار زندگی هستند .کافی است که دیده شوند .
    نقاب حرف جالب غریبی زد ی که تا به این سن نشنیده بودم ،" باورها و امیدها ی کاذب "
    این باورها و امیدهای کاذب چه هستند ؟! به راستی کدام عقل سلیمی در درجه اول با این سن و سال ( بنده ) به خود دروغ می گوید و دوم در مقام یک احمق بزرگتر اجتماع به برادران و فرزندان خودش ؟! جای بسی تعجب !
    شما جوری صحبت می کنید که گویی با یک دختر بچه عاشق 15-16 ساله طرف هستید که تمام لحظاتش را در عام هپروت و خیال و رویا سپری می کند و جو گیر هم که می شود از امیدهای کاذبش می گوید ،
    دوست و پسر جوان من
    من و امثال من ، در میان سالی گندم هایمان را آرد کرده ایم و الک هایمان را هم به دیوار آویخته ایم . حداقل راه الک کردن آرد را خوب می دانیم . بهتر از آنکه بخواهیم به فرزندانمان از امیدها و باورهای کذب بگوئیم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    به نظر بنده اشتباه بزرگ شما این است که فقط ""زندگی خود را "" الگو قرار می دهید و تلاش خود را و فرزندان صالح خود را.....
    پسر نازنینم بنده در این فضای محدود مجازی از چند زندگی برای شما گفتم و موفقیتهایشان را شمردم . شما زندگی مرد و زن پیر روی پشت بام را که در آخر عمر خود دل می دادند و قلوه می گرفتند را مورد قبول قرار ندادید که یاد آور می شوم که هیچ نسبتی هم با من نداشتند . از زندگی پدر بزرگ و مادر بزرگ خودم ( که دقیقا تمام مادران برزگان و پدربزرگان منظور م بود ) هم زیاد خرسند نشدید و بعد هم از زندگی خودم که شاید نمونه بارز هم نسلان خودم و یا به عبارتی پدران و مادران شما بود هم خوشتان نیامد . به هر روی اگر مثالی بود و مثالی زدم این به دلیل خاص بودن و الگو و نمونه بودن مسئله نبود ه است . شما با استفاده از ذهن خود باید به عموم و نسل تعمیم می دادید و یا حداقل اینطور انتظار داشتم همان طور که شما از دایه محترم خود مثال آورده اید ، که هیچ اشکالی هم نمی بینم و می بینم که این دایه مهربان به همان هدف و منظورو آرمانی رسیده است که هدف هر انسان دیگری است تربیت فرزند صالح و خجالت نکشیدن جلوی اعضا خانواده و تحصیل و خانه و .... ممکن است راه رسیدن به اینها متفاوت باشد ولی در نهایت همه همین را آرزو داریم و صد البته با چاشنی های متفاوت .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    ولی هدفتان با اهداف من سازگاری ندارد....چرا تجربه زندگی شما به درد ما نخورد ولی این تجربه مخصوص شماست....این تجربه را که کسب کرده اید کسی برایتان رقم نزده جز خودتان...تجربه خود ساخته به درد ما نمی خورد ....
    جمله اول تو را کاملا می فهمم و می توانم که اهداف افراد در زندگی می تواند کاملا متفاوت باشد .پسرم قبلا به قسمت پایانی و میانی حرف شما پاسخ داده ام و گاهی شما مرا به تکرار شوکه می کنید . راه تجربه چیزی نیست که فقط به درد یک فرد بخورد و دیگران بی نیاز از آن باشند . بگو ببینم این همه سال در مدرسه تاریخ خواندی چرا ؟! برای اینکه برایت داستان تعریف کرده باشند و تو هم شنیده باشی تا یا خوشت بیاید و یا بدت بیاید ؟!اگر خواستی جواب مرا بدهی حتما با تامل جواب این قسمت را به من بده که هدف از آموزش و خواندن تاریخ در مدرسه چه بود ! (این سئوال یکی از سئوالات امتحانی تاریخ بوده و هست )
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    شما می فرمایید::"" تو می توانی از لحظه لحظه زندگی ات لذت ببری و یا از لحظه لحظه زندگی ات در عذاب باشی"" بنده هم همین را می گوییم با این تفاوت که سعی می کنم خود را طوری قبل از ازدواج تکمیل نماییم که از هر لحظه زندگی لذت برم...این حق من است چون بهایش را می پردازم..
    عناوین را عنوان نمی کنم که حساس نشوی . یک خانم پیری بود که هر وقت از ازدواج داد سخن می داد می گفت : خانه ی شوهر هفت خم خسروی زهر است و در ادامه می گفت : نه اینکه هفت خمره ی زهر به تو بدهند تا بخوری و هلاک شوی . منظور مشکلات و مسائلی است که باید آنها را حل کنی و ........
    بگو ببینم این چه تدبیری است که قبل از شروع یک ماجرا انسان را به حساب و احتمالات دعوت می کنند ؟! امیدوارم که همیشه و هر لحظه از زندگی ات لذت ببری چرا که نه ؟! اما این همه خواندن حساب و احتمالات و جبر را فلسفه اش را می دانی ؟!
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    و همچنین اشاره کردید::"" تو بر طبق آمار به من بگو چند درصد افراد جامعه از زندگی های خود که خیلی با مطالعه و با دقت انجام داده اند راضی هستند و دقیقا به آنچه می خواسته اند رسیده اند ؟! شما با مسئله ازدواج جوری برخورد می کنید که انگار لولو قرار است شما را بخورد . ازدواج به قول استاد نازنینم شیبانی یک امر ساده و طبیعی است و قرار نیست در این ماجرا اتفاق خاصی بیفتد که شما از آن انتظار دارید .""" درست همین باور غلط شماست......من هرگز نمی گوییم با مطالعه و دقت زیاد (که البته نقش بسیار مهمی دارند) بلکه با تکمیل خود و بدون هیچ وابستگی....دقیقا ازدواج مانند لولو است که می تواند در چند دقیقه شما را ببلعد... به همین استاد گرامی خود بگویید اگر ازدواج اتفاق ساده ای بود بنده خود تا الان هزلر بار ازدواج می کردم...و اینکه اگر امری ساده است دیگر این همه مشاور و روان شناس داد نمی زنند که حتما قبل از ازدواج سری به ما بزنید و خود را چک کنید که آیا آمادگی برای ازدواج دارید.......و آیا خود را می توانید به عنوان همسری عالی نشان دهید......تازه اگر شما هم آمادگی داشتید باید یک بار دیگر با همسر آینده خود تشریف آورید تا بفهمید آیا با هم سنخیت دارید.
    جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است.....نه؟؟؟........آری همان گونه که شما ازدواج را امری آسان می پندارید!!!!
    و می گویید::

    شما برای من یک الگو موفق با عقاید و باورهای خودتان بیاورید . بگذارید ما با دیدگاه گروه شما که سعادتی به دست آورده اند آشنا شویم و بدانیم فرجام زندگی های آرمان خواهانه شما به کجا می رسد ؟! کسانی که زندگی را سخت گرفته اند و با دقتی که مو لای درزش نرود رو به جلو رفته اند :::
    ما آرمانخواه نیستیم اما اندک خواه هم نخواهیم بود.....
    ما زندگی را سخت نگرفته ایم بلکه راه زندگی کردن را می دانیم...
    مثال هایی فراوانی وجود دارد............
    دایه بنده......که می گفت در آن زمان در خانواده تنها من باسواد بودم و دیپلم داشتم.....و در آن زمان هم با وجود مدرکش کارمند بانک بود......ولی با این حال ....وقتی خانواده می گفتند ازدواج کن می گفتم هنوز زود است....چرا؟؟چون هنوز فردایم را نساخته ام و البته خود خودم را...تا به عنوان پدر فرزندی را بغل کنم و احساس پدرانه ای داشته باشم....او می گفت برای این زندگی بسیار زحمت کشیده بودم و نمی خواستم با عجله همه چیز خراب شود...او می گفت...باید در آن لحظه به فکر آینده بودم و اینکه ایا با این شغل می توانم ..لحظاتی را که با سختی گذراندم در کنار همسر خود و فرزندانم آرامش داشته باشم....و اگر روزی فرزندم (که خودم او را به این جهان دعوت کرده ام) از من پرسید چه برایم فراهم نمودی ....با سربلندی بگوییم عشق و رفاهم را...و اینک مزد زحماتش را گرفته است......و خانواده ای بسیار محترم و فرزندان بسیار صالحی دارد و دیگر کسی از او بازخواست نمی کند که برایمان چه کرده ای و برای زندگی خود.......آنها خانواده ای دارند که الگوی همه ماست..
    کدام عقل سلیمی به شما پیشنهاد داد که به مشاور و ... مراجعه نکنید ؟! و یا طرف خود را به مشاور نبرید ؟!
    شما فراموش کرده اید که مسئله ازدواج گرد آفرید بود ولی طرفی وجود ندارد که بحث مشاور و .. به میان بیاید . ما در کلیات بحث ازدواج و شرایط پذیرش و یا عدم پذیرش ها هستیم .

    پسر من ، ما در " ب بسم الله" مشکل داریم نه در قسمت مشاور و .... شما می خواهید ما را از هم نسلان دایناسورها بپنداری که نسلشان منقرض شده است ؟! دوست من گمانم پیشنها د سفری که به شما و هم نسلان شما برای شناخت بهتر و بیشتر خانواده ها و عروس و داماد ها داده شد از خلاقیتهای مادران و پدرانی است که شما باورشان ندارید و سعادت و باورهایشان را کاذب می پندارید و تعمد دارید و می خواهید که باور شان نداشته باشید و تجربیاتشان را به دلیل اینکه به درد شما نمی خورد به دور بریزید . پسرم شما مختارید . راهی را شروع کنید و بروید که بانی اش خودتان هستید بارها عرض کرده ام که من به شخصه با حرکتهای بستر سازکه جامعه بشری را رو به جلو ببرد موافقم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    ودر آخر بازهم می گوییم هدف تبادل افکار و حل مشکل است.....و اینکه در گفته هایتان اشاره می کنید باورهای ""من(نقاب) و""گردآفرید عزیز.....اما خواهشن جداگانه کطرح فرمایید زیرا شاید افکار گردآفرید گرامی با بنده یکی نباشد چون ایشان استاد بنده هستند و ممکن هست اصلا نظرات مرا نپذیرند...
    بله دوست جوان من
    می بینید که اینکار را کردم چون ناپختگی ات در بعضی قسمتها واقعا نیاز به تجدید نظر دارد و گرد آفرید به دلیل تجربه سنی ناپختگی های شما را ندارد .


    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    چرا تجربه زندگی شما به درد ما نخورد. ولی این تجربه مخصوص شماست....این تجربه را که کسب کرده اید کسی برایتان رقم نزده جز خودتان...تجربه خود ساخته به درد ما نمی خورد ....
    و در پایان یک سئوال چرا در این تالار حضور داری ؟!

    تجربه زندگی های افراد که بد و یا خو ب است و که به درد تو نمی خورد زیرا این تجربیات متخص آنهاست و آنها این تجربیات را برای خود رقم زده اند و مخصوص آنهاست و باور داری که تجربه خود ساخته به درد تو نمی خورد ؟!



    گرد آفرید ارجمند و نازنینم

    به زودی پاسخ شما را هم خط به خط خواهم داد فعلاهم دغدغه فکری و هم دغدغه زمانی دارم . برمی گردم و پاسخ می دهم .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اسفند 91, 16:21
  3. آنچه برای خود می پسندی !
    توسط baby در انجمن کارگاههای آموزشی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 آذر 89, 17:42
  4. ژنــرال و پسـربـچه
    توسط baran.68 در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 22 آبان 88, 18:04
  5. عشق من بمون ...دلواپسم نزار
    توسط آرمان 26 در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 04 بهمن 87, 14:54

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.