
نوشته اصلی توسط
wintersun77
دوست گرامی بحث خوبی را باز کردید. و اما من به عنوان یک پسر25 ساله امروزی در مقام پاسخ به شما بر آمده ام. اولاً جوابتان به آقای نقاب بسیار گستاخانه بود زیرا ایشان چند سئوال منطقی مطرح کردند و مشتاق شنیدن پاسخ جنابعالی بودند که شما ایشان را مورد الطاف لطیف زنانه خود قرار دادید و به حق من از عکس العمل شما به ایشان بسی رنجیدم خود ایشان که جای خود دارد. شاید پاسخ سئوالهایشان سخت بود! و بهترین گزینه نا دیده انگاشتن!!!!. مگر نه این است که به منظور مباحثه پای در این تالار مجازی گذاشته اید پس فرار از هر مباحثه و محاجه منطقی یعنی استیصال در پاسخ و استدلال.
و اما بحث شیرین خودمان. استاد گرامی از خودم می گویم. من پسر ایرانی اولین چیزی که یک جنس مونث من را جذب می کند اندام لطیف زنانه صدای نرم او صورت و اندام بی موی او و برجستگی های بدن و بوی عطر و ادکلن او و موی خوش رنگ اوست. خب می پرسید آیا این دختر برای زندگی مناسب است؟ پاسخ یک پاسخ قطعی نیست. دوست دارم بگویم که من یک فرد تحصیلکرده ام و قصد ادامه تحصیل دارم و همواره در جهت رشد علمی خود کوشا بوده ام. این جمله به منظور رفع اتهام از عامی بودن و دیدگاه عوامانه داشتن است. استاد گرامی که همکار من هم هستی، جنس مونث را هر آنچه که در جنس مذکر نیست به سوی من جذب می کند. این غریزه ی من است که میل من را به سمت اندام و صورت زیبا ی زنانه سوق می دهد اما برای ازدواج یقیناً این تنها معیار من نیست. معیار من وفا داری و پایبندی و احترام و ادب و اصالت خانوادگی و صبور بودن و با گذشت بودن و... است. اما مطمئناً اول ظاهر زیبا را می پسندم و بعد به دنبال معیار های خود در این کالبد زیبا هستم. البته لازم به ذکر است زیبایی امری نسبی و در دیده ی هر شخص ممکن است متفاوت با دیگری باشد. من اگر معیار های خود را در این شاکله ی چشم نواز جسمانی ببینم قطعاً ایده آل خود را یافته ام و آن بانو را گزینه ای مناسب برای تشکیل زندگی می دانم. اما اگر این کالبد زیبا فاقد زیبایی درون باشد و معیار های خود را در او نتوانم یافت عطای زیباییش را به لقایش می بخشم.
بانوان گرامی من پسر، از دختر سیبیلو بدم می آید. از دختری که بو می دهد بدم می آید. از دختری که ابرو های پاچه بزی خود و کرک و پشم های صورتش را اصلاح نمی کند فقط برای اینکه ثابت کند دختر است خوشم نمی آید. دختری که سلام کردن یا جواب سلام دادن و کوچکترین معاشرت اجتماعی را نمی داند و عدم بلوغ اجتماعی خویش را نجابت نام می نهد بدم می آبد. و این بانوی گرامی اگر دارای بالاترین تحصیلات و سایر ارزشها ی معنوی و مادی و اجتماعی باشد مرا به سوی خویش جذب نمی کند. من عروسک نمی خواهم اما چه پروفسور باشم چه چوپان باز دلم همسر زیبا و خوش لباس و آراسته می خواهد. پس طبیعت و غریزه ی انسانها ربطی به سواد ندارد.
من غیرت دارم. دوست ندارم زیبایی همسرم غیر از من برای دیگری عیان باشد. اما در حریم شخصی او را زیبا ترین می خواهم. در اتاق خواب او را بی حیا ترین می خواهم و در حریم عمومی با حیا و نجیب ترین.
خوب است هر صفتی را که از کسی در جنس مخالف سراغ داریم تعمیم ندهیم. چه به تمام آقایان یا تمام خانمها. مرد بی غیرت وجود دارد و زن بی عفت نیز همچنین. پس به ازای هر صفتی ناشایست که از یک مرد نام می برید یک زن وجود دارد تا این حلقه ی رذیلانه و فاسد را کامل کند. اگر مرد رابطه ی نا مشروع دارد یک زن این رابطه را کامل می کند. اگر مرد هوسباز است زن بی بند و بار به این هوس دامن میزند و اگر به راحتی خیانت می کند در آن سو یک زن خائن تکمیل کننده ی این دور باطل است. نتیجه آنکه جنسیت در بدی و خوبی تاثیر ندارد و هر انسانی مختار است که خوب یا بد باشد فارغ از جنسیتش.
در مورد فعالیت اجتماعی زنان امروزی منکر این نمی توان شد که به نسبت گذشته های نه چندان دور زنان ما خود و تواناییهایشان را باز یافته اند و فعال تر شده اند اما مردان هم با همین شتاب شاید بیشتر همین طور بوده اند.
استاد مکرمه، یک دختر خانم در این کشور مسئولیت مالی بر دوش ندارد و صرفاً برای پر کردن وقت خود هر کاری را چه آسان چه طاقت فرسا، با پایین ترین حقوق قبول کرده و با دم خود گردو هم میشکند و در منطقه ی خاصی اش هم برایش عروسی و پایکوبی به پا می شود. اما مرد آیا احمق است که با این حقوق تن به کار دهد؟ فکر می کنید خیلی از مردان که مسئولیت تامین خانواده را بر دوش دارند نمی توانند تن به این خفت دهند و با دستمزد های مضحک روزشان را به بیگاری بگذرانند؟ می توانند اما نمی خواهند زیرا بعضی از مشاغلی که خانمهای محترم بر دوش دارند از نظر مالی به هیچ وجه به درد یک مرد دارای مسئولیت نمی خورد. عزیزم خیلی از مردان را برنامه ریزی های غلط نادانان فلج کرده است. آیا فکر می کنید که اگر با تحصیلات زندگی مالی یک پسر کاملاً تضمین می شد باز هم نسبت آقایان در دانشگاهها کمتر از بانوان محترم بود؟؟
شما فرمودید چرا خاستگارانم از برخی تواناییها و مهارتهایم نپرسیدند. دوست عزیز چه بخواهیم چه نخواهیم برای یک مرد مهارتهایی مهم است که نقش برجسته ای در زندگی زناشویی داشته باشد . پس اگر جای انیشتین بالفرض شما نظریه ی نسبیت را مطرح می کردید و توانایی تمایز دادن سلولهای بنیادین را به سایر سلول ها داشتید و نامزد دریافت جایزه نوبل می شدید اما آشپزی بلد نبودید یا در رابطه ی جنسی سرد و کم حرارت بودید، در نهایت گزینه ی مناسبی به شما نمیرفتید برای زندگی مشترک.
تمام مواردی که عرض کردم دیدگاه شخصی بود.چون از آقایان سئوال فرموده بودید بر خود فرض دیدم که نظرات خود را به عنوان یک نمونه از جامعه ی آقایان با شما مطرح کنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)