سلام به نظر من حرفهاتون خیلی جذاب و جالبه ، اما یه کم عمل کردن و در قالب یه زندگی به مرحله ی اجرا گذاشتنش سخته! ولی چیزی که فهمیدم اینه که چرا بعد از 9 ماه زندگی حتی یه جمله یا یه کلمه ای که در موردش فکر کرده باشم یا فکر نکرده باشم، چه روزهای خوش زندگی، چه وقت های بعد از قهر و آشتی توی دلم نمونده، همیشه همسرم به حرفهام گوش داده، البته من هم خیلی سعی کردم و مطالعه کردم در مورد روش های صحیح بیان کردن جملات، انتقادها و از این بابت خوشحالم که همسرم همیشه حرفهای دلم رو با جان و دل شنیده و مهمتر از اون اینکه چرا بعد از ازدواج علاقه و احساسم نسبت به همسرم بیشتر شده فکر می کنم به دلیل اینکه سعی کردم خودم رو به علایقش نزدیک تر کنم به همین دلیل به خودش و روحیاتش هم نزدیک تر شدم، مثلا همسرم به شدت به ماشین و نمایشگاه های ماشین، خلاصه هر چیزی که به ماشین مربوط باشه علاقه داره، من هم سعی کردم که همیشه جدیدترین مدل های ماشین، گران ترین اونها، ماشین های قدیمی، ماشین آدم های معروف، به روزترین نمایشگاه های ماشین، همه و همه رو توی اینترنت سرچ کنم و هر دفعه با یه مدل و البته در کنارش مطالبی که خودم هم علاقه دارم قرار بدم و به خونه ببرم، وقتی هر دومون این مطالب رو ورق میزنیم هم همسرم خوشحاله که اون چیزهایی رو میبینه که علاقه داره، هم من خوشحالم که همسرم ناخودآگاه به چیزهای که من علاقه دارم توجه میکنه و متوجه میشه که من چه چیزهایی رو دوست دارم و در موردشون نظر میده!
اما یه چیزی که خیلی در موردش آگاه نیستم و اصولا بلد نیستم ناز کردنه، از لحاظ ظاهری به خودم میرسم اما خیلی بلد نیستم ناز کنم یا یه کم عجولم که همسرم بیاد سراغم و خودم مدام میرم سراغش و بعضی موقع ها خودم از این رفتارم خسته میشم و دلم می خواد که فرصتی هم به همسرم بدم که به دنبالم بیاد، تو رو در این زمینه راهنمایی کنید که یه زن چطور میتونه ناز کنه و به قول شما در مرتع شروع به خرامیدن کنه؟
خیلی دلم می خواد در این زمینه اطلاعات بیشتری به دست بیارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)