digital عزیز یه مطلبه که خانوم احتسابیان اینجا نوشتن یه نگاهی بنداز ، توصیف جالبی از خیانت کرده ، البته من برداشتم طور دیگه ای ولی با این خانوم هم عقیده ام:
http://noghtevis.blogspot.com/2007/10/blog-post_23.html
بازم هم این نظر شخثیه بندست ، فکر کنم فقط معصومین از خیانت مبّرا باشند (که این نیز خود جای تردید دارد !)

آقای سورنا عزیز در ابتدا بگ که من اهل توهین و ... نیستم ! همچنین بنظرم حرفای شما کاملا درسته ، از دلسوزیت هم بسیار متشکرم ! شاید ثبت نام کردن تو این سایت یه بهونه باشه و من اومدم تا همون فریادی که شما میگید رو بشنوم !!!
من مطالبی که آقا کیوان لینکشو دادن رو بررسی کردم و از اون مطالب چندیدن خط رو کپی گرفتم و از تمامی مکالکلت تلفنی (بعضی رو ظبط دارم)، چت ها و ...که مابین خودمون بوده ، جملاتی که با عث رنجش من می شد رو انتخاب کردم وطبق گفته دوستان سعی کردم تا اون هارو بزرگ جلوه بدم و تمامی این جملات رو توی فایل word نوشتم و با فونت بزرگ پرینت برداشتم و کنار میز کارم چسبوندمشون ، فکر کنم با این کار راحتر بتونم نبود ایشون رو تحمل کنم ، و البته تمامی آثارش رو از زندگیم پاک کردم.
دوستی مثل لیمو میمونه : اولش شیرینه ، اما تحش تلخ !