مطلب بسيار قشنگي است.چند بار بهش نگاه انداخته بودم اما به خاطر طولاني بودنش نخونده بودم. اما بالاخره كاملا خوندمش. توصيه مي كنم حتما همه دوستان اينو كامل بخونن. اگرچه ممكنه براي بعضي ها تكراري باشه، اما يادآوري اون هم خالي از لطف نيست. چيزي هست كه براي من كه يك مرد هستم كاملا ملموسه:
خيلي وقتا همسرمو مي بينم كه داره از من مي پرسه چي شده؟ چرا ناراحتي؟ در حالي كه واقعا من هيچيم نيست. فقط دارم فكر مي كنم. دارم راجع به مسيري كه دارم توش رانندگي مي كنم، توي ذهنم نقشه مي كشم، دارم قيمت چيزايي كه خريديم رو حساب مي كنم و . . . ولي اون فكر مي كنه ناراحتم. مدل اتاقهاي ذهني به نظر من يه راه كاربردي براي حل مشكل رابطه احساسي بين زن و مرد توي خونس.








علاقه مندی ها (Bookmarks)