سلام دوست عزیزم
مرسی از خوش آمدگویی
عزیز متاسفانه امروز به این فکر نیفتادم
عزیز بارها و بارها در این سالیان زندگی خواهش کردم و گفتم که چه چیزی برای من جالب هست . چه چیزی مهم . ولی دریغ
احساس میکنم اشتباه کردم در زندگی پشیمونم حس بد زندگی حس بد عدم تفاهم
غرور این خانم هم وای وای نگو
دلم گرفته بود و اتفاقی سایت شمارو دیدم شروع کردم به خوندن مطالب دیگران گفتم من هم مشکلم رو عنوان کنم شاید حل بشه ( که نمیشه )
در حال حاضر مدتی هست سردی بدی در زندگی ما حکمفرماست
من دیر و دیرتر از کار به منزل می رم
اونم نه سلامی نه خسته نباشید نه ابراز احساساتی
در حال حاضر دارم رو میارم به یه خانم مطلقه
کسی که حس مس کنم تمام ناتوانی این همسر من می تونه جبران کنه و .... بماند دوباره می گم
چکار کنم کمی هم نگرانم ؟ چون نمیخوام وابسته بشه یا من بشم
؟ ؟ لطفا راهنمایی کنید








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)