سلام
من هم مشکل شما رو داشتم که چند روز قبل حل شد
اول اینکه باید برای خودت دلیل ترستو اثبات کنی
من وقتی بدونم که این کاری که انجام میدم درسته اگه یه ملت هم جلومو بگیرن باز هم براش تلاش میکنم
بشین دلایلی که ازشون میترسی رو بنویس
مثلا مادرت بهت بگه بچه ای
یا هرچیز دیگه
حالا به ترسهات جواب بده
بگو من الان 20 سالمه و به این دلایل یک مردم

تو باید تو خونه دارای شخصیت باشی
من قبل از اینکه به مادرم بگم اون بهم پیشنهاد داد که وقتشه ازدواج کنی
چون برای این هدف مقدمه سازی کرده بودم

حالا بشین و تو خیالت با مادرت حرف بزن
چطور میخوای شروع کنی ؟

من اینطوری شروع کردم :
مامان نظرت در مورد دختر فلانی چیه ؟ من دوستش دارم اما نظر تو برام خیلی مهمه
به نظرت به هم میاییم ؟
و .....

زیاد واسه شروع کردن نگران نباش
مهم حرفیه که میخوای بزنی

منم اولش میترسیدم
فکر میکردم که اگه بگم از من آبگوشت درست میکنه
اما اینطور نشد

خوب
گفتی که آدم کم رویی هستی
منم آدم ساکتی هستم اما به وقتش با حرفهام کمر میشکونم

فکر کن این دختر خانوم یه برادر داره
حالا با هم نشستید و شما اول باید خودتو اثبات بکنی
تو اگه نتونی از پس این کار ساده بر بیایی چطور تو شب خواستگاری میتونی حرفتو بزنی ؟
امید وارم به هدفت برسی و موفق بشی