منم وقتي 7 سالم بود ابله مرغان گرفتم. چون خواهر و برادرم از من كوچكتر بودن منم اذيتشون ميكردم و دنبالشون ميكردم و مي ترسوندمشون. اونا هم فورا ميرفتن توي اتاق درو مي بستن. البته داداشم 1 سالش بود و خيلي مي ترسيد و نمي تونست فرار كنه گريه ميكردد. كودكي چه دوران خوبي بود. كاش ميشد برگرده







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)