ممنون وقتی میبینم من از همه خواسته هام براش گذشتم و در قبال گذشتم اینکارا رو با من کرده دلم میشکنه بدجور. من با اون دختر صحبت کردم البته اون مزاحم همسرم بوده و همسرم اونو پاس داده به دوستش که مجرد میگه میخواستم از سرم بازش کنم من میگم لزومی نداشته به دوستش بگه و حتی دوستش بره و دختر رو ببینه میگه میخواستم برا دوستم اگه خوب بود دوستش بشه من میگم اون نبایداصلا حتی به دوستش پاسش میداده اون دختر گفت شماره اونو از مسافرتی که با دوستاش رفته و دوستاش شماره پسرارو ریختن وسط اونم این شماره روورداشته و بهش گفتم رنگ چشاش و موهاش چه شکلی بود گفت چشاشو نمیدونم اما رنگ موهاش مشکی بود من میدونم همسرم نرفته اما میگم چرا به جای اینکه به فکر زندگیش باشه به فکر حاشیه هست من اون دخترو مقصر نمیدونم به نظر من همیشه این اتفاقات میفته او خود ادم که باید حواسش به اعمالش باشه به اون دختر گفتم اینقدر خودتو ارزون نفروش و برای خودت ارزش قائل شو تا بهت بها بدن و بهش گفتم تو این روزگاری که همسر ادم خیانت میکنه چه انتظاری از یه دوست پسر داری همش می پرسید شما کی اون هستید منم در اخر گفتم همسرش اما اون فکر کرد من همسر همون کسی هستم که دیدتش در صورتی که دوست همسرم خودشو جای اون جا زده بود و ازم عذر خواهی کرد و تموم شد به خدا داغونم کرده من مرد زندگیمونم اون زن خستم کرده تا کی صبر اونم برای کسیکه میگه تو هنر نکردی با وجوداعتیادم با من موندی تو منو جلو خانوادت خراب کردی و .........همیشه پر توقع من حتی عروسی هم هنوز نگرفتم تو تاپیک اخر فهمیدم حشیش میکشه براتون نوشتم تا اتفاقی میفته همه مینویسن نکنه مشکل از خودت بوده اره مشکل من سادگیم بود باورش کردم اما اون لیاقت نداشت الانم از صبح برام میزنه بخدا من بی تقصیرم و اینا مال دوستم و ....... منم بهش گفتم نه دیگه بهت اعتماد دارم نه میخوام باهات زندگی کنم هر چی ارومتر با این ادما تا کنی پر رو تر میشن باید بفهمه که زندگی کردن لیاقت میخواد








علاقه مندی ها (Bookmarks)