سلام
از همه دوستاني كه راهنماييم كردن واقعا ممنونم.از دفعه قبل كه سوالمو مطرح كردم تا الان كه دارم اين مطالب رو مي نويسم خداروشكر خيلي تعغيير كردم.خيلي منطقي با خودم فكر كردم.به حرفهاي شما،دوستام وخانوادم.از خدا خواستم بهم كمك كنه احساستم رو كنترل كنم تا بتونم درست تصميم بگيرم.برام خيلي سخت بود اما خدا رو شكر تونستم با كمك اطرافيانم بخصوص خانوادم به خودم مسلط بشم.نه اينكه كاملا موفق شده باشم،نه،اما به جايي رسيدم كه ميتونم درست تصميم بگيرم.از زندگي قبليم براي خودم فقط يه تجربه باقي گذاشتم .گاهي وقتها آزارم ميده اما نميتونه جلوي تصميم درست رو برام بگيره.8ماه پيش يه جاي ديگه آزمون استخدامي شركت كرده بودم خدارو شكر تا حدود90درصدمطمئن هستم كه محل كارم تغيير ميكنه.همه شرايطمو براي خواستگار جديدم گفتم قرار شد بهم فرصت بده كه اين مرحله رو بگذرونم(آخه اون پسر داييمه و دو سال پيش، قبل از اين يكي اومده بود خواستگاريم اما اون زمان من قصد ازدواج نداشتم) تا ببينم خدا چي ميخواد.هم ازتون ممنونم كه راهنماييم كردين،وهم ميخوام براي من وبقيه دعا كنيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)