آخه دختر خوب شاید من هم اون موقعه یه کم ناراحت میشدم و از اینکه همسرم بهم نگفته که به تو فکر میکنم دلم میگرفت و حتی شاید این ناراحتی و علتش رو هم با لحن مهربانانه و زیرکانه ای به همسرم هم میگفتم اما وقتی بعدا توی خلوت خودم بهش فکر میکردم میدیدم که موضوع اصلا مهم نیست و اون قدر ارزش نداره که بخوام بخاطرش ناراحت بشم. شاید همسرتون اون قدر نسبت به شما صداقت داشته که وقتی اون لحظه، (اون لحظه) ازش این سوال رو پرسیدید و ایشون واقعا به مادرشون فکر می کردن خیلی صادقانه این موضوع رو به شما عنوان کردن و این رو هم بدونید که اگه یه مقدار هم حسادت کنید اصلا درست نیست چون شما معشوقه ی همسرتون هستید و ایشون مادرشون. هر کسی جایگاه خاص خودش رو توی قلب هر انسانی داره. مهم اینه که تلاش کنی تا روز به روز بیشتر به قلب همسرت نفوذ پیدا کنی و هیچ وقت هم تلاش نکن که وجود مادرش رو توی قلبش کمرنگ کنی، همون جوری که هیچ وقت هیچ کسی نمی تونه وجود مادرمون رو توی قلب ما کمرنگ کنه!








علاقه مندی ها (Bookmarks)