estar7 جان خدا نكنه :)
تجربه 3:
اگه باهاتون چيزي رو در ميون گذاشت رازي از گذشتش گفت چيزي كه براش درد سر سازه .باهاتون درد دل كرد باهاتون رو راست بود و چيزيايي رو بهتون گفت كه خودش ميدونه عليهشه و گفتنش به شما جز كوچك شدنه خود اون چيزي در پي نداره و فقط خواسته به خاطر اينكه شما شريك زندگيشين شما رم در جريان گذاشته باشه و چيزي رو ازتون مخفي نكرده باشه
هيچ وقت
هيچ وقت
اون رو تبديل به سلاحي نكنين كه به شمت خودش نشونه رفته
سعي نكنين از اون مورد به عنوان اسلحه تهديد و سركوب استفاده كنيد
سعي نكنيد تا چيزي ميشه بحثي ميشه اون مسئله رو بكشيد وسط تا به واسطه اون طرف مقابلتون كم بياره و تسليم شه
سعي نكنيد اون رو چوبي كنيد و بكوبيد تو سرش
راز دار باشيد از اعتمادش سواستفاده نكنيد
سعي كنيد كاري كنيد كه بيشتر بهتون اعتماد كنه رازهاي بيشتري رو باهاتو در ميون بذاره تا اينكه پشيمون شه از اعتمادي كه كرده و تا آخر عمرش نتونه به هيچكسي اعتماد كنه هرچقدر هم اون شخص معتمد باشه
باهاش همدلي كنيد قوت قلبش باشيد بذاريد مطمئن باشه كه اون چيزي رو كه به شما گفته يا رو كرده انگار تو سينه خودش محبوسه جوري كه هيچ جا درز نمي كنه و عليهش استفاده نميشه
به عنوان مثال اگه كار خلافي تو گذشته انجام داده اشتباهي ازش رخ داده يا تو همين حال به جاي اينكه به بديه اون كار فكر كنين به خوبيه اين كارش فكر كنين كه چقدر به شما اعتماد داره و دوستون داره كه مي خواد در جريان همه چيز باشيد شايد اون چيز رو هيچ وقت و هيج جا و توسط هيچ كس شما نمي تونستيد كشفش كنيد يا ازش با خبر باشيد
مثبت باشيد وخوبي ها رو ببينيد
خوب باشيد و مثبت ها رو ببينيد[hr]
گاهي اوقات هر تجربه اي خوب نيستنوشته اصلی توسط نقاب
گاهي اوقات بعضي تجربه ها به قيمت جون و تمومه زندگيه آدما تموم ميشه
كه هيچ راه بازگشتي درش نيست







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)