دیروز رفتم پیش دکتر نوزادان و بهش گفتم که می خوام شیر رو قطع کنم گفت باید کم کم قطع کنی تا بچه عادت کنه
از دیروز روزی سه وعده شیر پاستوریزه به بچه ام میدم ولی خیلی بهانه میگیره و کلافه ام کرده
دارم سعی می کنم هم بهانه گیری های کودکم رو تحمل کنم هم بهانه گیری های همسرمو
دیشب که بچه ام خوابید دوتا چایی ریختم رفتم کنارش تواتاق نشسته بود پشت کامپیوتر
یه ذره باهاش حرف زدم گفتم تو دوره ی بارداری من خیلی عذاب کشیدی ممنونم که به خاطر من و بچه کوتاهی های منو نادیده گرفتی وتحمل کردی
خندید گفت اشکالی نداره همه ی زن و شوهرا فقط ماه های اول زن و شوهرن بعد خواهر و برادر می شن
بعدشم گفت برو بخواب من کار دارم به این وضعیت عادت کردم حرف بدی یهم نزد ولی وقتی اومدم تو رخت خواب زدم زیر گریه