دوستان خوبم از همتون به خاطر توجهاتتون ممنونم، می دونید وقتی با یه مشاوره در مورد پیشرفت زندگیم و بعد از اون رفتارهای همسرم و اینکه احساس می کنم من بیشتر از همسرم بهش احترام میذارم بهم چی گفت: گفت، که شما حالا که تونستی تا این مرحله پیش بری حالا وقتشه که به خودت توجه کنی و از حساسیت هات کم کنی، رفتارهای اون مطمئنا از روی عمد نیست و هیچ وقت هم، حالا که از روحیات و خلقیات قلبی همسرت آگاه شدی نباید این رفتارهاش رو مبنی بر بی احترامی به خودت تلقی کنی و حتما به همسرت بگو که تصمیم گرفتی که حساسیت هات رو کاهش بدی و از همسرت هم بخواه که در این مورد کمکت کنه، یعنی بهش بگو که اگر یه جایی حرفی زدم، یا رفتاری ناراحتم کرد بهم بگو.
ایشون بهم گفتند که حتی اگه یه جاهایی هم تذکرات همسرت بی مورد بود اصلا نباید در مقابلش بهونه بیاره و باید با روی باز بپذیری و بهش بگی که وای! تو چقدر به فکر منی!
و دیگه هم سعی کن خیلی در مقابل هر رفتار کوچیک و بزرگش بازخورد نشون ندی و مدام تکرار نکنی که تو از قبل بهتر شدی، این جوری فکر می کنه که مدام تحت مراقبت و کنترله و شما مثل یه معلم هستی براش! سعی کن فقط فقط از جملات عاشقانه براش استفاده کنی!
همه ی اینها رو گفتم تا هم شما رو از پیشرفت خودم خبر دار کنم و هم اینکه مطالب جدیدی رو هم که یاد گرفتم در اختیارتون قرار داده باشم.
مرسی و امیدوارم که بتونم در عمل این رفتارها رو انجام بدم.
برام دعا کنید آخه! خیلی سخته که یه چیزهایی رو ببینی و بتونی خیلی راحت و آگاهانه ازش بگذری!