یعنی شما از دوست پسر داشتن من ایراد میگیرید ؟ این رو بدونید که همین کانون گرم خانواده کار دست من داده . من هیچوقت دوست نداشتم که مثل دخترای دیگه دوست پسر داشته باشم ولی تهمت زدن خانواده ام باعث شد که جدی جدی این کار رو بکنم و وقتی به خودم اومدم که راه برگشت نداشتم . سلامت فکر اون پسر منو مجذوب خودش کرده بود . هم من شدیدا به او وابسته شده بودم و بدتر از من هم او وابسته شده بود! اینه که کاری نمیتونم راجع به اوکنم . استادم رو شاید بتونم از زندگی ام بیرون کنم ولی دوست پسرم را نمیتونم . 1000 بار هم امتحان کرده ام و نشده . مطمین هم هستم اگه بدونه استادم داره ادامه میده هرطور شده دیگه نمیذاره برم کلاس ولی اولا خودتون گفتین نگم ! بعدشم خودم میترسم بره با استادم صحبت کنه و ... صحبت کردم محترمانه ی آقایون ایرانی رو که دیدین ؟ خیلی محترمانه و خونسرد با کتک کاری با هم صحبت میکنند . البته دوست پسر من اهل زدن و .. نیست ولی استادم چرا !!!
واسه همینه که من این وسط گیر کرده ام