روز زمين پاک؛ نوميد مشو
عباس محمدي*
گروه هايي از دوستداران محيط زيست شايد بيش از همه کوهنوردان، در طول سال به مناسبت هاي گوناگون (و بسياري مواقع، بي مناسبت) به پاک سازي نقطه هايي در طبيعت مي پردازند. به مناسبت روز زمين پاک امسال هم به همه دوستان طبيعت دوست پيشنهاد مي کنيم در روزهاي پنجشنبه و جمعه سوم و چهارم ارديبهشت، هر کجا که مي روند، دست کم دو ساعت از وقت کوهپيمايي يا گردش خود را به گردآوري زباله هاي رها شده و آوردن آنها به شهر اختصاص دهند. با رسانه ها تماس بگيريد و از آنان بخواهيد در مورد اين روز سخن بگويند و فعاليت هاي شما را پوشش دهند. با شهرداري ها، اداره هاي محيط زيست، هيات ها و گروه هاي کوهنوردي هم ارتباط بگيريد و همگان را به همکاري و شرکت در برنامه هاي پاک سازي تشويق کنيد؛ باور کنيد راه ديگري نيست، اگر احساس نوميدي مي کنيد و به نظرتان اين کارها بي فايده مي آيد، شايد يادداشت زير به کارتان آيد. در سال گذشته که براي پاک سازي به مناسبت روز زمين پاک، کنار رودخانه جاجرود رفته بوديم، همچون بسياري مواقع ديگر، با ديدن ابعاد فاجعه غبار نوميدي بر سر و رويم نشست. اما آن گاه که دو ساعتي کوهپيمايي کرديم و چند گله قوچ و ميش وحشي ديديم و اطراف يک چشمه را پاک سازي کرديم... احساس سبکي کردم و به زندگي اميدوار شدم. پس از کمي انديشه در چرايي اين ماجرا، به نظرم رسيد مي توان نکته هاي زير را به عنوان «دستورهايي براي نااميد نشدن» به دوستان توصيه کرد؛
1- چشم ها را ببنديد، با ديدن تل هاي زباله در گوشه و کنار طبيعت، ممکن است به اين نتيجه برسيد که «هيچ راهي وجود ندارد». بنابراين در جاهايي که نمي توانيد کار پاک سازي را انجام دهيد يا طرحي براي پاک سازي بدهيد، همچون اسفنديار شعر شاملو همان به که چشم فروپوشيده داريد. در اين حال بهتر است اين مکان مخروبه را سنگر از دست رفته بدانيد و مانند يک سرباز خوب، خاکريز بعدي را که پشت سرتان است، حفظ کنيد.
2- چشم ها را باز کنيد، هنوز نقطه ها و منطقه هاي بسياري وجود دارند که پر از زيبايي طبيعي هستند؛ آنها را ببينيد، از ديدارشان لذت ببريد، و براي حفاظت شان بکوشيد. جهان به پايان نرسيده است.
3- جور ديگر ببينيد، اگر تلاش ها (شايد دست و پا زدن ها)ي ما محيط زيستي ها نبود، اوضاع طبيعت بسي بدتر از اکنون بود. ما مي توانيم شيب انحطاط محيط زيست را کمتر کنيم، و مي توانيم اميدوار باشيم با افزايش آگاهي هاي زيست محيطي مردم و بدل شدن آن به يک نيروي اجتماعي موثر، و با پيشرفت دانش بشري، مشکلاتي مانند دفع زباله، گرم شدن زمين و... حل شود.
4- کار جنون ما به تماشا کشيده است، اين گفته سعدي را آويزه گوش مي گيريم و عاشقانه کار خويش را دنبال مي کنيم. قرار نيست به پيروزي برسيم. همين رفتن ما، پيروزي ما است. دل سوزاندن براي طبيعت و رفتن به محيط هاي طبيعي- حتي براي جمع آوري زباله- سهم ما از لذت هاي طبيعت بوده و خواهد بود.
*مدير گروه ديده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ايران








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)