نقل قول نوشته اصلی توسط adineh
از راهنماییهای همه دوستان ممنونم
ولی مشکل من با این مطالبی که شما گفتین حل نمیشه و همه این کارهایی که گفته شده هم فکرشو کردم هم بعضیشون رو امتحان کردم .
ببینید امید من به مادر دختره. مدتهاس مادر دختر قراره با شوهرش در مورد ما صحبت کنه و اون رو متقاعد کنه ولی چون خودش از ته دل راضی نیس میخاد موضوع رو کش بده تا به اعتقاد خودش خونواده مارو سرد کنه از خاستگاری مجدد. چون میدونه من نمیتونم مستقیما با پدرش صحبت کنم .
از یه طرف مادر دختر داره موضوع رو کش میده از طرف دیگه نمیدونم به فرض اگه مادرش به شوهرش بگه موضوع رو و با مخالفت مجدد روبرو بشیم دیگه به چه بهونه ای میتونیم بگیم که همدیگه رو دوس داریم . فک کنم خیلی موضوع پیچیدس که کسی نمیتونه کمکمون کنه
دیگه دارم دیوونه میشم . دیگه به هیشکی امید ندارم . فکر کنم تنها کسی که بتونه کمکمون کنه خداس البته اگه بخاد
امیدتون به خدا باشه نه مادر دختر در ضمن چرا نمی تونید مستقیم با پدر دختر صحبت کنید ؟ شما خواستگار هستی نه مادر دختر ! به فرض که مادر دختر سعی کنه شوهرشو راضی کنه این شک و سوال میشه برای پدر و ممکنه بگه چرا خود پسره تلاشی نمی کنه شما که به اطمینان رسیدید که دختر خانم شما رو دوست داره و خواستگاراشو رد کرده پس ارزش تلاش بیشتر رو داره .همین خواستن شما بهترین بهانه هست .اینقدر از مخالفت پدر دختر واهمه نداشته باشین به قول دوستان زود گذره .