عسل جان
به نظر من هم خواسته هاي تو منطقي است و بايد حد و حدود ها رعايت شود . در مورد مشكلاتت دوباره به آرامي و بدون جنجال با شوهرت صحبت بكن و او را توجيح بكن . در مورد بعضي از مسايل مثل ساختن زيرزمين با پول خودت و يا اينكه عروسي مفصلي براي جاري ات گرفته اند و براي تو كاري نكرده اند بايد با خودت كنار بياي چون ديگه اين اتفاقها افتاده و نه تو و نه شوهرت نمي تونيد زمان رو به عقب برگردونيد و از خانواده توقع جشن داشته باشيد و يا يولتون رو پس بگيريد . و صحبت كردن و يادآوري اين اتفاقات مايه عصبانيت هر دو مي شود .
تو الان بايد به داشته هاي خودت و شوهرت واينكه تقريبا" استقلال داريد خرسند باشي. من هم بهت پيشنهاد مي كنم از شوهرت نخواه كه بين شما يا خانواده يكي از شما را انتخاب بكند و قطع رابطه هم نكن چون همچين كاري اصلا عاقلانه و امكان پذير نيست . حال كه همسرت نسبت به خانواده اش احساس مسئوليت دارد شما كمي با او همراهي بكن ولي در مقابل از او خواهش كن بدون رودربايستي به خانواده اش بفهماند كه در ازاي اين كمكها، به تو كه همسرش هستي احترام بگذارند و حدود خودشان را رعايت بكنند . در غير اينصورت بايد كمي صبر كني تا به زودي كاملا" مستقل بشوي .








علاقه مندی ها (Bookmarks)