سلام اندیشه جان
بله دوست دارم کسی که باهاش دوست میشم از نظر طرز فکر به هم بخوریم و یه چیز مهم دیگه اینکه آدم پر نشاطی باشه چون من خودم آدم آرومیم و زودم افسرده میشم برای همین اگه با یکی باشم که از نظر خلقی مثل خودم باشه این حالتم تشدید میشه.

من نمیخوام تو خیابون راه بیفتم و به هر کسی پیشنهاد دوستی بدم منطورم از گفتن این حرف همون مشکل دوممه که من که هیچ معاشرتی ندارم با مردم اصلا از کجا کسیو پیدا کنم برای دوستی؟
تازه وقتی هم اون کسی که میخام پیدا میکنم اصلا نمیدونم چطوری رابطمو باهاش شروع کنم و بد تر وقتی هم شروع میکنم. همش نگران اینم که این رابطه به هم نخوره.

فکر میکنم دلیل این نگرانیمم اینه که خیلی دیر به دیر کسی رو پیدا میکنم که بخام باهاش دوست بشم.

همین باعث میشه ناخود آگاه باهاش کمتر رفتو آمد کنم. همش خودمو چک میکنم و نگرانم که یه کاری نکنم که از دستم ناراحت بشه. یه وقت نرم پیشش و به خاطر کم حرفیم طرف حوصلش سر بره و...
اینجور فکرام خیلی زیاده اگه بخام همه فکرایی که باعث میشه یه حالت ناخود آگاه دفاعی یا فرار از طرف پیدا کنم رو بنویسم شاید از حوصلتون خارج باشه اما اگه نیازه بگین تا بنویسم.