صبای عزیز،
چرا ما کار می کنیم؟
برای اینکه اولا قدرتهای وجودیمون رو، و ثانیا تواناییهایی که تو زندگیمون کسب کردیم رو، بروز و گسترش بدیم، درسته؟
کار یک نیاز انسانیه.
اگه ما رشته تحصیلیمون، و بعدش هم شغلمون رو مطابق و هم جهت با روحیات، علایق و استعدادهامون انتخاب کنیم، کار کردن این خستگی و پیری که شما می گید رو به همراه نداره!
برعکس باعث رشد، تعالی، نشاط و جوونیه.
من که خودم روزهاییکه از 4.5 صبح تا 9 شب بدون استراحت در حال فعالیتم ( البته 12 ساعتش کار خالصه. و بعلاوه من همه روزهای هفته رو اینقدر کار نمی کنم ) شب از شدت سرزندگی خوابم نمی بره. گاهی اونقدر شلوغ می کنم که ساعت 2 شب با کتک می خوابوننم!
البته یکم از نظر جسمی خسته می شم، ولی زود برطرف می شه.
درضمن هنوز هم در حیرتم که چطور بخاطر کاریکه اینقدر داره بهم "یاد می ده" دارم حقوق می گیرم!!
همیشه حقوق گرفتن برام اتفاق عجیبیه! به نظرم درستش اینه که من به کسانیکه همچین امکاناتی رو در اختیارم گذاشتن، پول بدم.
اما اگر هم شغل ما به میلمون نباشه، و اینقدر بهمون کمک روحی نکنه، حتما قبول داری که باز هم کار کردن بهتر از بیکار بودنه. نیست؟
من که خودم اینطورم. حتی وقتی از کارم راضی نیستم، باز هم هرگز مایل نیستم که بیکار باشم. چون هرچند که اون کار برام "کامل" نیست، اما داره به من احساس "بودن" می ده.
خودت بهتر از من این چیزها رو می دونی.
با توجه به این حرفها، من فکر نمی کنم بابت کار کردنم و حقوقم، منتی سر کسی داشته باشم. چون به هرحال نمی تونم پولم رو تو کوچه بذارم که! میارمش تو خونه م دیگه!
و چه چیز لذت بخش تر از اینکه پولم رو خرج کسی کنم که دوستش دارم؟
اما الان فقط یک مسئله باقی می مونه. اون هم کسانیکه بصورت افراطی کار می کنند.
اونها پیر و خسته می شن. قبول دارم.
اما من باز هم مشکل رو در نوع ازدواج اونها نمی بینم. من می گم مشکلشون بی توقعیه! ( یا حداقل کم توقعی ) بعضی آدمها همه توقعی که از زندگیشون دارن، پول بیشتر و رفاه بیشتره!
اینها یا با یه پولدار ازدواج می کنند و خیلی از لذتهای زندگی رو از دست می دن ( چون یه مرد پولدار یا این پول رو بدون زحمت بدست میاره، که این افراد از نظر اصول شخصیتی پائین هستند. یا اینکه خیلی خیلی کار می کنند، که در اینصورت حتی تو مسافرت هم موبایل از دستشون نمی افته! )، یا اینکه خودشون خیلی کار می کنندو به مشکلاتی که شما می گید دچار می شن.
دولت فقر خدایا بر من ارزانی دار کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است.
کلا نظر من اینه که این احساسی که شما می گید، ریشه ش در نگرش فرد به زندگیه، نه در ازدواج و همسرش.
کار کردن زیباست! ( چه خانواده مون از پول بی نیازمون کرده باشن، چه نیازمند پول باشیم. چه همسرمون از ما کار بخواد، چه نخواد ) و زیادی دنبال پول و رفاه بودن بده! ( چه همسرمون پولدار باشه، و رو پول اون حساب کنیم، چه نباشه و خودمون کار کنیم )
( وای چقدر گفتم پول!! )
من مرد یا زنیکه ادعا می کنه بخاطر خونوادش کار می کنه رو قبول ندارم. چون این شخص نه فهمیده که خودش کیه، و نه فهمیده که برای چی داره کار می کنه!
ببخشید من فقط موضوع تاپیک و پست اولت رو خوندم، شاید از بحث فعلیتون خارج شده باشم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)