""کوچلو""برادر خوبم نوشته:::>>>
از همه خواهش می کنم که این پست منو با دقت بخونن و در موردش نظر بدن . می خوام بدونم که یه فردی که توی سن منه یا از من بزرگتره چطوری این مسائل رو برای خودش حل کرده ؟
کمک کنید
دعا یادتون نره !
>>>>>دوست خوبم "کوچلو"" یه فردی که هم سنه شماست ....فقط ""صبر"" کرده و از این صبر آموخته ....و تلاش کرده و باز "صبر" کرده.....
برادر خوبم ""صبر"" یکی از ضروریات زندگیست.....بخصوص صبری که بدون گلایه از مشکلات زندگی باشد(صبر جمیل)....
من تنها یک کلمه گفتم ولی تو در آینده از کابرد همین کلمه هزاران هزار کلمه خواهی یافت که جواب سوال هایت هست....
شما الان در حالتی هستید که خود را گم کرده اید و نمی توانید هدفی را برای زندگی مشخص کنید حال وقتی هم به هدفی می رسید و آن را مشخص می کنید ....ماندن در آن هدف و تلاش برای گذراندن این مسیر کسل کننده است و ناچار شما قبل از ارضای نیاز در هدف قبلی آن را رها کرده و به دنبال هدفی نو می روید تا بلکه آن هدف ارام کننده و ارضا بخش باشد....ولی چون سردرگمی بازهم مسیر را تا آخر طی نمی کنی....
این تنها اشکال توست....که از نیروی انگیزه شما می کاهد زیرا چون مسیرها را کامل طی نمی کنید و نیاز را ارضا.....طبعا پیروزی را هم تجربه نمی کنید و عدم تجربه این نیاز خود ما را به سوی هدف قبلی باز می گرداند .... و این یعنی """درجا زدن"""
برادر خوبم تنها توصیه من به داداشی عزیزم این است که در هر مرحله و در هر هدفی که قرار داری تا آخر راه و رسیدن به یک نقطه مسیر را ادامه بده و از این شاخه به آن شاخه نپر...
فقط همین....
کلید موفقیت شما این است که >>>تا مرحله ای را کامل و با پیروزی پشت سر نگذاشتی به مرحله بعدی نروی...
دوستدار تو ""نقاب""![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)