به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

موضوع: نمی دونم...

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 تیر 88 [ 10:20]
    تاریخ عضویت
    1387-12-13
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    3,511
    سطح
    37
    Points: 3,511, Level: 37
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 14 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی دونم...

    من سعی کردم که گذشته رو فراموش کنم اما الان خونه ما پر از سکوت و آرامشیه که داره منو آزار می ده .فکر می کنم این آرامش به ظاهر آرامشه ولی در پشت خودش فریادها داره.
    انگار هر دومون از همدیگه می ترسیم ،انگار به زور به هم ابراز علاقه می کنیم تا این آرامش به هم نخوره .نمی دونم شور و شوق رو چطور به زندگیم برگردونم.چند روز پیش بعد از مدتها از شوهرم درمورد علاقه اش به خودم پرسیدم،اصلا مثل مردی که واقعا همسرش رو با تمام وجود دوست داشته باشه نبود و در جواب به من گفت من همیشه در کنار تو احساس آرامش می کنم و سعی کرد به سرعت به جمع فامیل برگرده.شما خانمها می تونید بفهمید من چی می گم ،یک زن همیشه دوست داره برای شوهرش بهترین باشه و اینو می تونه از چشمها و رفتار شوهرش بفهمه. تو این اتفاقات اخیر یه جورایی بزرگ شدم ،خیلی مستقل تر از گذشته.اما نمی دونم چرا هر از گاهی باید به این عشق فکر کنم ،ای کاش زندگیم بدون علاقه شروع شده بود تا دیگه حسرت از دست دادنشو نخورم.
    یادم رفت ازتون تشکر کنم واقعا توی اون روزهای سخت اگه شما دوستان نبودید نمی دونم چه اتفاقاتی منتظر منو خانواده ام بود. می خوام اینقدر در کنار شما باشم تا بزرگ فکر کردن رو یاد بگیرم .ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید gloria تشکرکرده است .

    gloria (یکشنبه 06 اردیبهشت 88)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 89 [ 15:28]
    تاریخ عضویت
    1387-9-13
    نوشته ها
    190
    امتیاز
    3,652
    سطح
    38
    Points: 3,652, Level: 38
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 159 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی دونم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط gloria
    من سعی کردم که گذشته رو فراموش کنم اما الان خونه ما پر از سکوت و آرامشیه که داره منو آزار می ده .فکر می کنم این آرامش به ظاهر آرامشه ولی در پشت خودش فریادها داره.
    انگار هر دومون از همدیگه می ترسیم ،انگار به زور به هم ابراز علاقه می کنیم تا این آرامش به هم نخوره .نمی دونم شور و شوق رو چطور به زندگیم برگردونم.چند روز پیش بعد از مدتها از شوهرم درمورد علاقه اش به خودم پرسیدم،اصلا مثل مردی که واقعا همسرش رو با تمام وجود دوست داشته باشه نبود و در جواب به من گفت من همیشه در کنار تو احساس آرامش می کنم و سعی کرد به سرعت به جمع فامیل برگرده.شما خانمها می تونید بفهمید من چی می گم ،یک زن همیشه دوست داره برای شوهرش بهترین باشه و اینو می تونه از چشمها و رفتار شوهرش بفهمه. تو این اتفاقات اخیر یه جورایی بزرگ شدم ،خیلی مستقل تر از گذشته.اما نمی دونم چرا هر از گاهی باید به این عشق فکر کنم ،ای کاش زندگیم بدون علاقه شروع شده بود تا دیگه حسرت از دست دادنشو نخورم.
    با صراحت و صداقت در یک فضای آرام به دور از یاد آوری اتفاقات گذشته تمامی دغدغه ها و نگرانی ها تون رو با شوهرتون در میان بذارید از اون بخواه که با هم سعی در جبران گذشته کنید یادآوری کنید خاطرات قشنگ گذشته حال و هوای اوایل آشنایی و اینکه چقدر دلتون برای احساس عشق ورزی قدیما تنگ شده .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.