به خدا خیلی دارید بزرگش میکنید. اصلاا اینطوری نیست. هیچ کس تو زندگی ما دخالت نمیکنه. هیچکس, اما خانواده اون رو مطمئن نیستم. با چیزایی که پیش اومده شک دارم که خانوادش باهش حرف نزنند.
خانوم ها ! من تک پسر نیستم ! لوس هم نیستم ! بچه هم نیستم ! من عاشقم. مادرم هیچ وقت در زندگی ما دخالت نکرده و نمیکنه, حداقل منظورش این نبوده.
حالا دیگه هیچی مهم نیست. من یه همسرم احتیاج دارم.
باهش خیلی حرف زدم تو دانشگاه اما اون خودشم نمیدونه باید چیکار کنه.
1000000 بار بهش گفتم بیا زندگیمون رو بسازیم, من اشتباهاتی داشتم که جبران میکنم. اما فعلا فایده ای نداره. فکر میکنم هنوزم باید صبر کنم.
ممنون![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)