به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 148
  1. #71
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 88 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1388-2-02
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    2,992
    سطح
    33
    Points: 2,992, Level: 33
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    به نظر من نباید از خانواده هاتون بخواهید که تکلیف شما رو روشن کنند یا روابطتون رو درست کنند این کارو بدتر می کنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید hasti3 تشکرکرده است .

    hasti3 (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)

  3. #72
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 اردیبهشت 88 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1387-5-01
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,851
    سطح
    44
    Points: 4,851, Level: 44
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    یه دنیا ممنون از همه.

    نه هیچ دوستی نداشته ! یعنی داشته ولی از اون بابتا خیالم راحته.

    و اما یه جواب به همه و یه سر نخ که خودم با کمک خدا پیدا کردم :

    بچه ها فهمیدم چی اون رو اینقدر دیوونه کرده و عصبی !!!!!!!

    تمامش بر میگرده به روابطه جنسی ! واسه همینه که میگه خونه ی هم شب نمونیم ! یا فقط تو دانشگاه همو ببینیم ! یا از اتاقت متنفرم ! یا اتاقت مثه قفسه ! من میل به رابطه جنسیم خیلی زیاد بود ! ( شرمنده ام ) مقصر منم ! من اون رو اینطوری کردم ! اون خیلی خوب بود. حتی تا روزی 3 بار هم متاسفانه ما این رابطه جنسی رو با هم داشتیم طوری که الان حرفاش یادم میاد که با گریه میگفت و من توجهی نکردم این اواخر : " مگه من چقدر میکشم که اینقدر رابطه جنسی دوست داری با زنت ! بابا همه چی یه حدی داره !"
    من تصمیم گرفتم اون رو خوب کنم, خدا بهم صبر ایوب بده. شما هم دعا کنید. راستش امروز که زنگ زدم به پدرش تا حرف بزنم ( همونطور که عرض کردم ) احساس کردم یکی پشت تلفن میگه "زر مفت میزنه" من ناراحت نشدم تا اینکه امروز تو دانشگاه دیدمش و ازش پرسیدم, اون خیلی راحت گفت "آره بابام داشت ناهار میخورد, من جلو همه گفتم بابا قطع کن, این الان 1 ساعت زر مفت میزنه" در صورتی که من قبلش از باباش 4 بار پرسیدم "مزاحم نیستم ؟" خیلی دلم شکست.
    خدا شاهده از نظر همه چی از ایشون سرترم, چهره, تیپ, خانواده, قد و هیکل و ...
    اما دوسش دارم. خلاصه این رو که گفت خیلی سعی کردم نشون ندم که ناراحت شدم اما واقعا دلم شکست. ولی گفتم " معذرت میخوام, من بد موقع مزاحم شدم". تعجب کرد !
    اون گفت تا 3 ساله دیگه که تو عقدیم فقط دانشگاه همو ببینیم !!!! من هم گفتم باشه عزیزم هر چی شما بخوای, فکر میکنم اصلا اینجوری بهتر باشه ! بازم تعجب کرد ولی به روی خودش نیاورد ! بهش گفتم " عزیزم, فقط یه خواهش, اینکه اگه فامیلامون دعوتمون کردن 1 ساعت باهم بریم واسه از بین نرفتن آبرمون" اون گفت " به جهنم, اصلا واسم مهم نیست, نه حرفشو نزن" بازم من گفتم " هر چی تو بخوای, مهم نیست"
    بچه ها دارم می ترکم, آخه مگه من چقدر صبر و تحمل دارم. خدایا کمکم کن.
    رفتیم سر کلاس, خیلی آروم بودم, نشون نمیدادم که از شرایطی که گذاشته ناراحتم بنابراین هی از استاد سوال میکردم. تا اینکه 45 دقیقه آخر کلاس استاد تمرین داد تا بچه ها با هم حل کنند. همه با هم حرف میزدند منم از این فرصت استفاده کردم, به خانومم گفتم " خوب من اگه دلم واست تنگ بشه چیکار کنم ؟" گفت : "هیچی باید بسازی" بازم گفتم : "باشه عزیزه دلم, من تو رو میخوام و همه جوره حاضرم, فقط شرایط رو سخت نکن".
    احساس میکنم اگه اینجوری باشم بهتره که گاهی اوقات بی تفاوت باشم, گاهی اوقت ناز بکشم.
    اینقدر صبر کردم, اینقدر زخم زبون تو کلاس شنیدم تا بالاخره کم آورد گفت : "سجاد تو چرا شرایط رو قبول کردی ؟ واسه تو که دختر کم نیست ؟ چرا چسبیدی به من ؟ چرا واست اینقدر مهمم ؟" گفتم :" آخه دوست دارم, میخوام با تو باشم" ( اینجا رو ببینید مهم ===>) گفت :" آخه تو این سه سال تو رابطه جنسی رو چیکار میکنی ؟" خیلی تعجب کردم و همین جا بود که مطمئن شدم واسه همین رفتاره که دیوونه شده, گفتم : " دیوونه این حرفا چیه, مگه زندگی فقط به همیناست, من میخوام کنارت باشم, میخوام تکیه گاهت باشم" اینا رو که گفتم احساس کردم رو آتیش آب ریختم احساس کردم آروم تر شد.
    خلاصه از دانشگاه اومدیم بیرون. باباش میخواست بیاد دنبالش, بارون میومد حسابی, گفتا بیا با ما بریم خیس میشی ! گفتم نه مزاحمتون نمیشم. گفت هر جور راحتی.
    رفتم شرکت. بهش پیامک دادم عزیزم من رسیدم نگرانم نشی, گفت : " به سلامتی, خوبه" گفتم : " تو خوبی ؟ چیکار میکنی ؟" گفت : " خوبم, خوابم, ولی تو هی با پیامکات بیدارم میکنی." بازم خیلی خیلی ناراحت شدم اما هیچی نگفتم, بهش گفتم ببخشید.
    تا الان که دیگه هیچ تماسی باهم نداشتیم.
    بچه ها نظرتون چیه ؟ شمام فکر میکنید از رابطه جنسیه ؟ من که تقریبا مطمئنم ! راه علاجش چیه ؟

  4. #73
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 88 [ 04:53]
    تاریخ عضویت
    1388-1-26
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    3,351
    سطح
    36
    Points: 3,351, Level: 36
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 15 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    من فکر میکنم از مادر خانم تون کمک بگیرید بهتره باشه باید مادر خانم تون به دخترشون این اطمینان رو بدن که میل جنسی یواش یواش کم می شه و اوایل ازدواج داشتن میل جنسی زیاد طبیعی هستش بعد به مرور کم می شه
    یه مورد دیگه که به نظر می اد شما اصلا و ابدا توجه ندارید اینه که با خانم و خانواده خانم تون خیلی صحبیت می کنید اقای محترم خواهش می کنیم که یه مدت یه برنامه مسافرت برای خودتون بریزید و به مسافرت برید تا حداقل یه مدت خانم تون رو نبینید
    خانم شما نیاز داره که دلش برای شما تنگ بشه متوجه هستید ولی عاجزانه تقاضا می کنم نذارید دل خانم تون بشکنه هوای خانم تون رو داشته باشید فقط زمان می تونه مشکل شما رو حل کنه در صورتی که خانم تون و شما با هم حتی با اس ام اس هم در رابطه نباشید
    اصلا مناسب هست به خانم تون نگید کجا هستید تا دل ایشون هوای شما رو بکنه
    همین

  5. کاربر روبرو از پست مفید some14me تشکرکرده است .

    some14me (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)

  6. #74
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 اردیبهشت 88 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1387-5-01
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,851
    سطح
    44
    Points: 4,851, Level: 44
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    مادر خانومم ؟!!!! اصلا حرفش رو نزنید. اونا فرهنگشون با ما فرق میکنه. اونا اصلا این جریان رو نمیدونن !
    راستش من احساس گناه میکنم اگه اینا همش از رابطه ی جنسی باشه, من خودمو نمیبخشم.

  7. #75
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 88 [ 04:53]
    تاریخ عضویت
    1388-1-26
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    3,351
    سطح
    36
    Points: 3,351, Level: 36
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 15 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    یه مسافرت رو شدیدا به شما پیشنهاد می کنم اون هم بدون اینکه خانم تون بدانند شما کجا هستید و در طی مدتی که شما مسافرت هستید ابدا با خانم تون صحبت نکنید حتی اس ام اس هم نزنید
    سخته ولی اگه درست عمل کنید حل خواهد شد

  8. کاربر روبرو از پست مفید some14me تشکرکرده است .

    some14me (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)

  9. #76
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 اردیبهشت 88 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1387-5-01
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,851
    سطح
    44
    Points: 4,851, Level: 44
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    متاسفانه موقعیت نیست ! دانشگاه و کارو ...

  10. #77
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    سلام
    دوست عزیز اینجور که معلومه شما در هیچ موردی تعادل رو برقرار نکردین و این باعث شده تعادل رفتاری همسرتون رو هم به هم بریزین
    پس صبر صبر صبر
    خیلی مهمه که صبر کنید و به خانومتون زمان بدین تا به آرامش برسه
    بزارین نبودتون رو تو زندگیش حس کنه و بهتون نیاز پیدا کنه
    باور کنین اون روزها دور نیست به شرطی که شما یکم خانومتون رو به حاله خودش بزارین

  11. کاربر روبرو از پست مفید bloom تشکرکرده است .

    bloom (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)

  12. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 اردیبهشت 88 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1387-5-01
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,851
    سطح
    44
    Points: 4,851, Level: 44
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    سلام bloom عزیز.

    آخه من این همه علاقه ام رو نشون میدم اون اینجوریه وای به حال اینکه نشون ندم !
    من سرد بودنم امتحان کردن اما خیلی بد تر شده !
    بیشتر راهنماییم کنید لطفا

  13. #79
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 88 [ 04:53]
    تاریخ عضویت
    1388-1-26
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    3,351
    سطح
    36
    Points: 3,351, Level: 36
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 15 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    شما اصلا و ابدا صبور نیستید لطفا گوشی موبایل تون رو خاموش کنید و دست از سر همسرتون بردارید بذارید همسرتون اروم بشه و دلش برای شما تنگ بشه
    من هم اگه به جای همسرتون بودم ازتون فرار می کردم

  14. کاربر روبرو از پست مفید some14me تشکرکرده است .

    some14me (دوشنبه 07 اردیبهشت 88)

  15. #80
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 اردیبهشت 88 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1387-5-01
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,851
    سطح
    44
    Points: 4,851, Level: 44
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    بچه ها به حرف شما اعتماد کردم کاملا سگ شده, مثه اینکه هر چقدر من ناز کشیدم فایده نداشت.
    به خدا قسم میخوام به حرف شما بکنم. قسم خوردم تا نتونم زیرش بزنم.
    واسم دعا کنید.


 
صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از دست بی مسیولیتی همسرم خسته شدم
    توسط leila1 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 11 اردیبهشت 94, 02:31
  2. خدایا ازت ممنونم
    توسط پدربزرگ در انجمن رنج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 خرداد 91, 20:36
  3. مگه من ازت چی خواستم !! (طنز)
    توسط Niloo55 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 اسفند 87, 01:36
  4. هر وقت دلتنگی سفره نمازت را باز کن ...
    توسط آرزو در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 فروردین 87, 10:40

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.