دیدم و ان چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ اشنا نگاه ندارد
تشکرشده 4,460 در 1,179 پست
دیدم و ان چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ اشنا نگاه ندارد
تشکرشده 191 در 101 پست
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آید پیش
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
در عجبي فتم كه " اين سايه ي كيست بر سرم ؟"
فضل توام ندا زند ك "ان من است ،آن من "
شد زغمت خانه ي سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
تشکرشده 4,460 در 1,179 پست
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
تشکرشده 191 در 101 پست
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک وغزلخوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیمه شب مست به بالین من آمد بنشست
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
زنار نفس بد را ،من چون گلويش بستم
از گفت وارهم من ،چون يك فغان برآرم
تو گل بدي و دل شدي ، جاهل بدي عاقل شدي
آن كاو كشيدت اين چنين ،آن سو كشاند كش كشان
تشکرشده 191 در 101 پست
نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
در جان نشستن كار او ،توبه شكستن كار او
از حيله ي بسيار او اين ذره ها لرزان دلان
تشکرشده 191 در 101 پست
نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص
میکشی عاشق مسکین و نترسی ز قصاص
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
صحراي هندوستان تو ميدان سرمستان تو
بكران آبستان تو از لذت دستان تو
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)