سلامنوشته اصلی توسط صبا_2009
سوالهاتون رو برای خودم اینطوری جواب می دم. چون خیلی وقته به این عدم ازدواج فکر می کنم و تقریبا به نتیجه قطعی در این مورد رسیدم.
سوال 1:من قصد عزیمت به خارج از کشور رو دارم. می خوام اونجا ادامه تحصیل بدم وزندگی کنم.. به سفر خیلی علاقه مندم . هیچ وقت فرصت این علاقه اول زندگیم رو نداشتم. دوست دارم از برزیل و ریو تا جزایر یونان و پمپی ایتالیا و... رو بگردم. البته این برنامه
اولمه اگه نشه همین جا شاید ادامه تحصیل بدم.
سوال 2-من هر زمانی که تنهایی رو ازم گرفتن آرامشم رو از دست دادم. تجربه خوبی از بودن یکی دیگه ندارم. و البته تصور نمی کنم آرامشی که با ازدواج از بین می ره به دیگه تنها نبودن قابل جبران باشه. روزگار پیری؟
ببینید این دید منه البته: هنوز مردهای ایرانی موندن تا از توهم مهر و عشق مادرهاشون در بیان!! اونا فکر می کنن زنهاشون در آینده همون رفتاری رو با اونها خواهد کرد که مادرشون با پدرشون کرده.
اهدافم همون سوال 1
افسردگی و... مرتبط با ازدواج نیست. به شخصه افسردگی رو در جوونهایی که ازدواج نکردن کمتر دیدم.(البته پسرها)
امید رو مگه ازدواج می ده؟ امید به پیشرفت، به موثر بودن برای بشریت، به لذت بردن از زندگی و... است. البته این باز هم دید منه.
افتخار؟ نه. ازدواج یک بده بستونه. تو این دوره به نظر من چیزهایی که آدم از دست می ده بیشتر از چیزهایی که بدست میاره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)