سلام دوست عزیز ..به نظرم همینکه خودتون متوجه شدیدکه حرفای دیگران رو یه جور دیگه برداشت میکنید وزیادی حساس شدید حل مشکل رو راحت تر میکنه.....من با آرزوی عزیز کاملا موافقم ..خیلی وقتا آدما اصلا متجه حرف زدنشون نیستند وبه این فکر نمیکنند که ممکنه بااین بی فکریشون دل کسی رو بیازارند..اما برای حل مشکلت : میدونی که ما آدم ها حتی در مقابل افکارمون در پیشگاه خدا مسوول هستیم پس دائما افکارت رو زیر سوال ببر و سعی کن برداشت های منفی وناخوشایندی که میشه در مورد اون رفتار کرد رو رد کنی وبه جاشون برداشت های مثبت بذاری با خودت بگو اگه واقعا طرف مقابلم منظور بدی نداشته باشه ومن قضاوت اشتباهی کرده باشم پس من هم دچار اشتباه شدم .....به قول مامانم حتی اگه دیدی یه نفر داره از شراب فروشی میاد بیرون باید اول 70 جور فکر مثبت درموردش بکنی بعد بگی شاید هم شرابخوره....
یه نکته دیگه ای که به نظرم خیلی مهمه اینه که واقعا چقدر صحبت کردن سخته ...اما خیلی از ما آدما بی توجهیم ...نمی دونم خانوم دکتر رحماندوست رو میشناسید یا نه...یکی از روانشناس های خبره که در رادیو معارف هم هر هفته برنامه دارند...بارها از ایشون این جمله رو شنیدم که میگن ....سکوت ما انسان ها چهل ودو معنی داره پس وای بر حرف زدنمون... امیدوارم در حل این مسئله موفق باشید دوست عزیز