روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز
دل چون آئينه در زنگ ظلام اندازد
آن زمان وقت مي صبح فروغ است كه شب
گرد خرگاه افق پرده ي شام اندازد
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز
دل چون آئينه در زنگ ظلام اندازد
آن زمان وقت مي صبح فروغ است كه شب
گرد خرگاه افق پرده ي شام اندازد
تشکرشده 93 در 40 پست
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بی حجاب است
زخاک تیره می روید ولیکن
نگاهش بر شعاع آفتاب است
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
تا كي مي صبوح و شكر خواب مامداد
هشيار گرد هان كه گذشت اختيار عمر
دي در گذار بود و نظر سوي ما نكرد
بيچاره دل كه هيچ نديد از گذار عمر
ani (شنبه 12 اردیبهشت 88)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
راه برو بی راهه مرو؛هر چند که راه مشکل بود
گندم باید همه در دل خاک رفت
خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت
خوشا آنان که با عزت زدنیا بسات خویش برچیدندو رفتند
ز کالا های این آشفته بازار
محبت را برچیدند و رفتند
تشکرشده 116 در 62 پست
دانم دلت نبخشد بر عجز شب نشینان
گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
در قلعه بی خویشی بگریز هلا زوتر
تا کی ز شب زنگی بر عقل بود تنگی
شاهنشه صبح آمد زد بر سر او خنجر
تشکرشده 191 در 101 پست
رواق منظر چشم من آشیانه ی توست
کرم نما وفرود آ که خانه خانه ی توست
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تا چند غزل ها را در صورت و حرف آری
بی صورت و حرف از جان بشنو غزلی دیگر
تشکرشده 116 در 62 پست
رهرو منزل عشقیم و ز سر حدّ عدم
تا به اقلیم وجود اینهمه راه آمده ایم
تشکرشده 191 در 101 پست
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم میدارد هر دم فریب چشم جادویت
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)