عزيزم
خوشبختي يك حس است . ربطي به محيط اطراف ندارد . كاملا حس دروني است . يك نوع حس رضايت با هر چه كه در اطرافمان از خوب و بد انباشته شده باشد . خوشبختي يك نوع ديدگاه شيرين و قشنگ است . خوشبختي حس رهايي است . حس عدم وابستگي است حس عدم نارضايتها ست . حس تعلق داشتن تو به خود توست بدون در نظر گرفتن مسائل پيرامون .
يك حسي كه هر جا كه بايستي با تو شانه به شانه مي آيد تو را خوشحال مي كند از تو جدا نمي شود و اگر از تو دور شد دلتنگش مي شوي به دنبالش مي گردي تا دوباره پيدايش كني ولي خوش آن كسي كه اين حس در مشت دستش باشد ، شانه به شانه و به شكل پايدار .
همه زندگي مي كنند .فكر نكن كسي كه خوشبخت است شاخ يا دم دارد او هم مثل من و توست و او هم با همه ي خوب و بدها - داشتن ، نداشتن ها - بودن ،نبودن ها و....زندگي مي كند . فرد خوشبخت در عالم هپروت و رويا بازسازي زمستان از بهار و بهار از زمستان را نمي كند .
فرد خوشبخت سازگار وراضي است چرا كه وجودش به صفرهاي كم و زياد حساب بانكي و بچه و همسر و پدر و مادر و خانه و ماشين و ...... وابسته نيست .از شرايط بد فرو نمي ريزد با شرايط خوب به آسمانها پرواز نمي كند . همانجاست كه بايد باشد ولي اگر شرايط هم تغيير كرد باز او را همانجا كه بود مي بيني در عين حالي كه جايگاهش در نزد خودش جايي است استوار و محكم .
شايد فكر كنيم فلاني چون خيلي پولدار است پس حتما خوشبخت هم هست در حالي كه ديده شده اصلا اينجور نيست او فقط پول دارد با يكسري امكانات رفاهي كه با پول آمده و اگر پول برود هم آن امكانات از دست رفته و به قول قديمي ها نان آن خانواده در خون است .
اما دريك خانه ي نان شب هم ندارند بخورند پول نيست اما خوشبختي هست . ولي باز به قول قديمي ها گل مي گويند گل مي شنود و نانشان را با دل خوش مي خورند .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)