دو خورشید از بگه دیدن یکی خورشید از مشرق
دگر خورشید بر افلاک هستی شاد و خندانی
بدیدن آفتابی را که خورشیدش سجود آرد
ولیک او را کجا بیند که این جسم است و او جانی
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دو خورشید از بگه دیدن یکی خورشید از مشرق
دگر خورشید بر افلاک هستی شاد و خندانی
بدیدن آفتابی را که خورشیدش سجود آرد
ولیک او را کجا بیند که این جسم است و او جانی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد
به وادعي دل غمديده ي ما شاد نكرد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو
که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
نمی دانی که خار ما بود شاهنشه گل ها
نمی دانی که کفر ما بود جان مسلمانی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
رها کردم چنان شکرستانی
چو حیوان هر گیاهی می چریدم
پیاز و گندنا چون قوم موسی
چرا بر من و سلوی برگزیدم
به غیر عشق آواز دهل بود
هر آوازی که در عالم شنیدم
از آن بانگ دهل از عالم کل
بدین دنیای فانی اوفتیدم
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
مرا عهدیست با جانان كه تا جان در بدن دارم
هواداران كویش را چون جان خویش دوست دارم
تشکرشده 116 در 62 پست
من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او میکشدم میرویم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
میان خانه ات همچون ستونم
ز بامت سرفرو چون ناودانم
منم همراز تو در حشر و در نشر
نه چون یاران دنیا میزبانم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مي فكن بر صف زندان نظري بهتر از ين
بر در ميكده مي كن گذري بهتر از ين
تشکرشده 116 در 62 پست
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)