سلام
عزیزم من طلاق گرفتم البته این رو خودم می دونم و خانواده ام و بقیه فک می کنن نامزدم مرده!
مراسم ختمش من نبودم می دونی چرا؟
عذاب وجدان!
خیلی اذیتم کرد کتکم زد تحقیرم کرد بی ارزش و بی هویتم کرد هیچی برام نذاشت بمونه شبها نمی تونستم بخوابم گریه جز روزمرگیم شده بود مثل نفس کشیدن که واجبه گریه کردن و فک کردن به گذشته و آینده ام واجب شده بود وقتی شنیدم که مرده دنیا رو سرم خراب شد
خنده دار نیست کسی که تا این حد عذابت داده باشه همچنان خبر مرگش بهم بریزدت؟!
اگه بهم ریختم به این خاطر بود که من نمی خواستم باور کنم که من هم وجود دارم می ترسیدم از همه چیز از همه کس جاهایی که می ترسیدم بگم می ترسم بهانه می اوردم و خودم رو با گفتن کلماتی مثل اون اولین مرد زندگیم بود من چیزی کم نذاشتم توجیه می کردم
ولی توجیه بود
با حرفهای انی جون موافقم تو هر کاری که لازم بود رو نکردی خیلی جاها کوتاهی کردی که حالا که به آخرش رسیدی و به پشت سرت نگاه می کنی دچار وجدان درد میشی
این سئوال رو خودت به خودت جواب بده
آیا خودت رو سرزنش نمی کنی که چرا فلان کار رو کردی و مشکلاتتون بالا گرفت و چرا اونموقع خود داری نبودی و سکوت نکردی و یا عذر خواهی نکردی و هزار تا یا دیگه؟
حق با سکوت شب است
عزیزم اعتماد به نفست رو از دست دادی
بهتر جای اینکه بگی چیکار کنم فردا بگردی دنبال جواب این سئوالها که چرا الان مرددی؟ چرا فک می کنی این زندگی درست نمیشه؟ چرا از طلاق می ترسی؟
این چراها جواب سئوال اولته که چیکار کنی
این تجربه های من بود
مطمئن باش اگر اونموقع ایران بودم مانع طلاقم می شدم
الان می فهمم که چقدر اشتباه کردم حالا که دیگه راه جبران ندارم
دونستن همین اشتباه بود که باعث شد الان آرامش داشته باشم و قوی تر باشم
زندگی خوته نذاره حرفهای دیگرون و افکار اونها تو رو تحت الشعاع قرار بده چون الان تو تنها نیستی مردی هم هست که زندگیش وابسته به توئه
فراموش نکن تو ایران و با فرهنگ ایران زندگی می کنیم ببین مادرت چه کرده تو هم همون راه رو برو که اگر اشتباه بود مادرت طلاق می گرفت
و کلام آخر
ته ته هر چیزی شروع یه چیز دیگه هست فقط اگه نفهمی که ته خوش هر ماجرایی کجاست همیشه قسمتهای حزن انگیزش رو تماشا خواهی کرد
ته های خوش رو از دست نده








علاقه مندی ها (Bookmarks)