تنها نتیجه ای که باعث میشود کسی به فکر ازدواج بیافتد در شرایط منطقی نیاز به یک دوست است.

کسی که حوصله شما را داشته باشد. شما چطور با یک همجنس دوستی میکنید و با او همنشین و همدل می شوید و در کارها به هم یاری می کنید .

این دوست اگر از جنس مخالف باشد دارای شیفتگی بیشتری است و حوصله بیشتری دارد تا با شما همراه شود و یک عمر را با شما بگذراند. شما عقد نامه را در نظر نگیرید که یک تعهد نامه برای رعایت حق و حقوق طرفین است شما به نفس این حرکت توجه کنید که دو نفر میخواهند در کنار هم زندگی کنند و رسما اعلام میکنند که با یکدیگر در پیوند هستند و با نشان حلقه انگشتر و یک جشن شادمانی به گوش همه میرسانند که میخواهند برای همیشه در کنار هم زندگی کنند.
کسانی هم که از هم جدا میشوند در حقیقت فاتحه این دوستی را خوانده اند و دیگر نمیخواهند یکدیگر را ببینند .پس به نظر من اصل در دوستی است، دوستی مبتنی بر صداقت ، همدلی ، و همیاری .
پس منظورم آن دوستیهای که ما بین پسران و دخترانی برقرار میشود که جنبه تفریح و خوشگذرانی دارد و در خلالش اسانس عشق هم زده شده است نیست که معمولا آخر ناخوشایندی هم دارند و به شکست می انجامند .