نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
تشکرشده 191 در 101 پست
نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دامنت بر چنگل خاری زند
چنگلش چنگی شود با تن تنن
هر بتی را که شکستی ای خلیل
جان پذیرد عقل یابد زان شکن
keyvan (جمعه 18 اردیبهشت 88)
تشکرشده 7 در 3 پست
نـدارنــد تــن پـــروران آگـهــي
كه پر معده باشد ز حكمت تهي
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
در پی سرو روان چشمه و گلزار بین
برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش
پیشکشی کن قماش رونق تجار بین
تشکرشده 7 در 3 پست
نخست آدمي سيرتي پيشه كن
پس آنگه ملك خويي انديشه كن
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
نفس تو امروز اگر وعده فردا دهد
بر دهنش زن از آنک مردک لافی است آن
باده فروشد ولیک باده دهد جمله باد
خم نماید ولیک حق نمک نیست آن
تشکرشده 7 در 3 پست
نگفتي كه قبله است سوي حجاز
چرا كردي امـروز از اين سو نـماز ؟
مبر طاعت نفس شهـوت پــرست
كه هر ساعتش قبله ي ديگرست
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن
توی که خرمن مایی و آفت خرمن
هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی
و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من
تشکرشده 7 در 3 پست
نهالي بسي سال گـردد درخـت
زبـيـخـش برآرد يـكي بــاد سـخت
عجب نيست بر خاك اگر گل شكفت
كه چندين گل اندام در خاك خفت
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تو می گفتی مکن در من نگاهی
که من خون ها کنم تاوان ندارم
من سرگشته چون فرمان نبردم
از آن بر نیک و بد فرمان ندارم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)