سورنای خوب
در تمام این چند روز به این فکر می کردم که چی می تونه برای تو بهترین باشه...
می دونم که هیچ کدوم از ما نمی تونیم اونطور که باید درکت کنیم اما این رو هم می دونم که بواسطه ی انسان بودن ، همه ی ما گاهی در شرایطی کاملا منحصربفرد حسهایی مشابه رو تجربه کرده و می کنیم ... پس فکر کردم شاید اگه از همون حسها با هم حرف بزنیم بد نباشه ...
در زندگی همه ی ما هم دردها و رنجهای زیادی وجود داشته و داره که گاهی آدم رو به خستگی ، به جنون ، به ویرانی ، به انتهای بودن و به میل به توقف رسونده و می رسونه اما یه چیزی هست که همیشه تونسته همه ی ما رو به مقاومت و ایستادگی سوق بده ... به زندگی امیدوار و به ساختن مشتاق کنه ....
می دونی! وقتی به زندگی ای که به سرعت داره سپری می شه فکر می کنم می بینم بخشی از چیزهایی که گاهی ما رو مایوس و خسته می کنند واقعیتهایی هستند که نمی شه با اونا جنگید مثل مرگ عزیزان و ... و تنها راهی که زندگی در این مورد به ما دیکته می کنه صبر و زندگی کردنه ...
بخشهایی هم هستند که متوجه نحوه ی زندگی کردن ما هستند. یعنی شاید خود ما متوجه نباشیم که نوع نگاه ما به مسائل و شیوه ی فکر کردن ، احساس کردن و عمل کردن ما در تک تک ثانیه هایی که از گذشته بلند می شن ، در رقم خوردن آینده ای که پیش رومونه و لحظه به لحظه به حال و گذشته تبدیل می شه ، نقش اساسی دارن...
از طرفی اون چیزی که ما پیرامون خودمون و در زندگی دیگران هم می بینیم در واقع همون نتیجه و همون امتداد گذشته ای است که هر کسی داره برای داستان زندگی خودش ترسیم می کنه ...
و این یعنی :
هر کسی مسئول زندگی خودشه و هر یک از ما تا جایی مجازیم با دیگران باشیم و برای اونها باشیم که به موجودیت خودمون صدمه نزنیم.
و این صد البته هیچ منافاتی با نوع دوستی نداره .
نمی دونم ... اما خیال می کنم زندگی کردن یه هنره و اون کسی از آثار خودش راضی می شه و اثرش ماندگار خواهد بود و ارامش رو تجربه خواهد کرد که بتونه یاد بگیره کی باید با واقعیتها کنار بیاد ، کی قصد نبرد و مقاومت کنه و چه موقع برای تغییر شرایط دست به اقدام بزنه ...
عبور از تجربه ها خیلی سخته اما شاید باید از توقف بیجا پرهیز کرد و پلی ساخت برای عبور از سورنای قدیم به سوی سورنای جدید ..
دوستت دارم و با تمام وجود برات آرامش طلب می کنم.
«شجاعت بودن »
شجاعت اشکال متفاوتی دارد .
شجاعت جسمی و شجاعت اخلاقی ،
و سپس نوعی بسیار اصیل تر از شجاعت ،
شجاعت مقابله با درد ،
همزیستی با غم ،
بی آنکه دیگران متوجه حضورش شوند ،
و با این وجود ،
یافتن شادی در زندگی ،
و هر روز با شوق از خواب برخاستن .
«هاوارد کازل» برگرفته از «همانگونه که هست»
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)