ولیک آن را که طوفان بلا برد
فروشد گر چه من فریاد کردم
مگر از قعر طوفانش برآرم
چنانک نیست را ایجاد کردم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ولیک آن را که طوفان بلا برد
فروشد گر چه من فریاد کردم
مگر از قعر طوفانش برآرم
چنانک نیست را ایجاد کردم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مرغ اندر دام دانه كي خورد
دانه چون زهر است در دام از چرد
مرغ غافل مي خورد دانه ز دام
همچو اندر دام دنيا اين عوام
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
منم ابر سیه اندر شب غم
که روز عید را دلشاد کردم
عجب خاکم که من از آتش عشق
دماغ چرخ را پرباد کردم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مي زد او دو برسر كه اي بي عقل سر
مي زد او بر سينه كاي بي نور بر
سجده مي كرد او كه اي كل زمين
شرمسار است از تو اين جزو مهين
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم
نه آن دندان که لب را می گزیدم
منم انبار آکنده ز سودا
کز آن خرمن همه سودا کشیدم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مدح تو حيف است با زندانيان
گويم اندر مجمع روحانيون
شرح تو غبن است با اهل حجاب
همچو راز عشق دارم در نهان
تشکرشده 2,234 در 570 پست
نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود به سنگ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن؟
می باید و معشوق و به کام، آسودن
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
نزد آن كسي كه نداند عقلش اين
زلزله هست از بخارات زمين
تشکرشده 34 در 22 پست
نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دل سنگین خود را بر دلم نه
نمی بینی که از غم سنگسارم
بیا نزدیک و بر رویم نظر کن
نشانی ها نگر کز عشق دارم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)