دوستان عزیزم نقاب-gh-sana,sayehaye-mahبسیار مچکرم که وقت گذاشتیدتاباراهنماییتون به من کمک کنید -راستش نقاب جان متاسفانه دررابطه با اینکه بتوانم دراینجا دوستان هم جنسی بیابم نهایت تلاشم راکرده ام اما متاسفانه هرگاه دوست هم جنسی یافته ام براثر رفتارهایشان ناچار به ترکشان شده ام زیرا نمی توانم تحمل کنم کسی مرا فقط به خاطر اینکه اموراتش راه بیفتد بخواهد شاید دلیل خیلی مهمی که من برای فرار ازتنهایی هایم به تلفن های آن شخص جواب میدادم واکنون این وابستگی ها به وجودآمده همین است برای همین کلا دوست صمیمی اینجا ندارم تا بتوانم رویش حساب باز کنم تا از تنهایی نجاتم دهد-ولی درمورد مسایل خانه مان که دوست عزیزم sayehhaye-mahفرمودند همانطور که نوشته بودم اگر بخواهم خودمرا بی تفاوت به مسا یل خانه نشان دهم کابوس هایم رهایم نمی کنند برای همین است که دچار بی خوابی واضطراب شده ام -وازاینکه دوست عزیزم نقاب گفتند دلیل اصلی وابستگی هایم به افراد مسن تر از خودم این است که از آنها توقع مهر پدری دارم خودم مدت هاست که به این معضل درونی ام پی برده ام اما نمی دانم چگونه برای مشکلم راه حل بیابم راستش آنقدرها ازپدرم کینه ای به دل ندارم وبیشتر دلم برایش میسوزد چون کسی را برای خودش نگذاشته وتنهاست خیلی سعی کردم که بتوانم مهر فرزندی را در دلش قرار دهم تا بتوانم بااینکارم به او بفهمانم که دوستش دارم واوهم به من محبت کند اما همیشه شکست میخوردم باورتان نمی شود گاهی از تنهایی دوست دارم بمیرم خصوصا از وقتی رابطه ام را با این مرد کمتر کرده ام وسعی دارم فراموشش کنم اما گاهی فکر می کنم غیر ممکن است راستش به محبت هایش عادت کرده ام نمی دانم چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
یک نکته ای که لازم است به این مطلب اضافه کنم این است که تمام خواستگارانم را به خاطر سن کم وکم تجربگیشان پاسخ منفی داده ام نمی دانم هم چرا؟؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)