من احساس میکنم تمام این مسائل فقط بر میگرده به اون احساسی که اون دختر از زندگیش داره اون احساسی که از خانواده اش داره
وقتی نتونه راحت با خانواده اش درمورد مسائل و مشکلاتی که واسش اتفاق میفته حرف بزنه
وقتی میدونه در ازای گفتن مشکلاتش فقط محروم تر میشه من به شخصه بهش حق میدم
هنوز هم مادر پدر هایی هستن که یه طرفه قضیه رو کنترل میکنن و انتظار دارن در کنار تمام سختی هایی که به بچه هاشون وارد میکنن اون ها همینطور پاک و معصوم بمونن البته شاید عده ای باشن که پاکی و معصومیتشون رو حفظ کنن ولی اکثر بچه ها در مقابل این سخت گیری ها واکنش بدتری نشون میدن
ولی انقدر هم سخت نگیریم وقتی یه دختر به خاطر شرایط بد زندگیش و موقعیت بدی که تو زندگیش پیش اومده این کار رو کرده ما دیگه واسش شرایط رو بدتر از این نکنیم کاری نکنیم که فردا بره خودکشی کنه به قول خودتون, یه اشتباهی بوده شده ما که نباید زندگی رو بدتر از اون چیزی که هست براش کنیم
مثلا تو یکی از همین موضوعات تالار دختری گفته بود تو دوستی 9سالش با پسری رابطه داشته و راه حل خواسته بود واسه زندگیش که یکی از دوستان در جوابش گفته بود متاسفم اون چیزی که نباید از دست میدادین رو دادین
تائید نمی کنم اون دختر رو ولی این جور برخورد ها هم یه جورایی از زندگیش ناامیدش میکنه
یه خورده به جوون های جامعه حق بدیم شرایط انقدر سخت شده براشون که بیشترشون به این چیز ها اهمیت نمیدن و فقط میخوان تجربه کنن میخوان همه چیز رو تجربه کنن








علاقه مندی ها (Bookmarks)