نمیدونم.....کاش امتحان میکردم که حسرتش به دلم نمیمونداون همیشه میخواست که من ازش بخوام تا کاری بکنه یعنی یه جور میگفت من به توایمان دارم تو بگو من بکنم....شاید بازم همینو میخواست ولی فکر کردم اشکام بهش میگهفکر کردم تردید توی نگاهش عمل میکنه ولی دارم اینعو سیر و سرکه میجوشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)