سلام
sayehhaye_mah و آني جون و طراوت و قلب سفيد از همتون ممنونم
حرفاتون خيلي به دلم نشست اميدوارم هر چه زودتر اون خاطرات بد رو فراموش كنم و فقط خوبياي همسر مهربونمو ببينم.اون واقعاً يه مرد ايده آل و كاملي هست از هر لحاظ، منم از ته دلم دوسش دارم عاشقشم اما نميدونم چرا نميتونم اون خاطراتو فراموش كنم بعضي وقتا از خودم بدم مياد كه چرا خوبياشو نميبينم اگه انقد تو خونه افسرده باشم شايد ازم خسته بشه و بره سراغ يكي ديگه.خيلي خسته ام.كاش هيچوقت سراغ اون cdها نميرفتم.
هر كاري ميكنه تا من يه لبخند بزنم وقتي افسرده ام زود گريه اش ميگيره ميگه تقصير منه تو اينطوري شدي اما من ميگم نه تو تقصيري نداري و الكي ناراحتيمو ربطش ميدم به فشار كاريم و .... ولي بچه ها به منم حق بدين يه بچه شيرخواره دارم كه شبا هر2ساعت بيدار ميشه و اون كابوساي لعنتي هم يه طرف، نه زمان خوابم درسته نه كيفيتش،








علاقه مندی ها (Bookmarks)