مدح تعريف است و تخريق حجاب
فارغ است از شرح و تعريف آفتاب
مادح خورشيد مداح خود است
كه دو چشمم كور و تاريك و بد است
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مدح تعريف است و تخريق حجاب
فارغ است از شرح و تعريف آفتاب
مادح خورشيد مداح خود است
كه دو چشمم كور و تاريك و بد است
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تا دیدمی جانان خود من جویمی درمان خود
که گویمش هجران خود بنمایمش خون جگر
ای گوهر بحر بقا چون حق تو بس پنهان لقا
مخدوم شمس الدین را تبریز شهر و مشتهر
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
راز را گز مي نياري در ميان
دركها را تازه كن از قشر آن
نطقها نسبت به تو قشر است ليك
پيش ديگر فهمها مغز است نيك
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
کاشانه را ویرانه کن فرزانه را دیوانه کن
وان باده در پیمانه کن تا هر دو گردد بی خطر
ای عشق چست معتمد مستی سلامت می کند
بشنو سلام مست خود دل را مکن همچون حجر
تشکرشده 1,607 در 499 پست
از سعی کسی منت بر خود نپذیرم من
قید چمن وگلشن بر خویش نگیرم من
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
نقش او مي گشت اندر راهشان
در دل و در گوش و در افواهشان
نقش او را كي بيايد هر شغال
بلكه فرع نقش او يعني خيال
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
لحظه به لحظه دم به دم می بده و بسوز غم
نوبت تست ای صنم دور توست ای قمر
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
راز پنهان با چنين طبل و علم
آبجوشان كشته از جف القلم
رحمت بي حد روانه هر زمان
خفته ايد از درك آن اي مردمان
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
نمی شاید که چون برقی به هر دم خرمنی سوزی
مثال کشت کوهستان همه شربت ز بالا خور
اگر خواهی که چون مجنون حجاب عقل بردری
ز دست عشق پابرجا شراب آن جا ز بی جا خور
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روح خود را متصل كن اي فلان
زود با ارواح قدس سالكان
صد چراغت ار مرند ار بيستند
پس جدايند و يگانه نيستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)